دامپروری صنعتی

مروری بر یک تجربه موفقیت آمیز در مبارزه با آنفلوآنزای طیور

مقدمه :

آنفلوآنزای مرغی را همگی ما می شناسیم . آنفلوآنزا نوعی بیماری ویروسی که نه تنها سبب وارد آمدن خسارتهای مالی فراوان در کشورها میشود ، بلکه در همین اواخر سلامتی انسانها را نیز مورد حمله قرار می دهد . صحبت از این بیماری ، علائم آن و روشهای جلوگیری و پیشگیری از آن ممکن است به نظر برخی از کارشناسان و صاحبنظران تکرار مکررات باشد . نظری که به واقع صحیح میباشد .

در این مقاله سعی می کنیم که با هم به موضوعی به نسبت جدید بپردازیم . موضوعی که غالبا بسیاری از افراد دست اندرکار توجهی به آن نمی کنند . اما همانطور که در مقالات قبلی اشاره شد ، استفاده از تجربیات سایر افراد و همچنین  سایر کشورها میتواند به مقدار بسیار زیادی راه گشای ما در مبارزه صحیح با این بیماری مهلک باشد .

طبق آمارهای منتشر شده کشور کم نام و نشان Lao PDR موفقیت چشمگیری را در مبارزه با بیماری آنفلوآنزای طیور داشته است . در این مقاله بیشتر سعی بر آن بوده است که اقدامات صورت گرفته در این کشور را مورد بررسی قرار دهیم .

متن حاضر ترجمه ایی است از قسمتهایی از مجله تخصصی آنفلوآنزای طیور که هر ماهه توسط FAO منتشر می شود . امید آن میرود که متن حاضر مورد استفاده شما قرار بگیرد

هزینه های مبارزه با آنفلوآنزا در چه بخشهایی صرف شد ؟

آموزش مزرعه داران و کارمندان بخشهای دولتی برای انهدام صحیح و همچنین روشهای ضدعفونی و اقدامات احتیاط آمیز (390.000 دلار ) .

برای مساعدت و همچنین سهیم بودن با کشورها برای فراهم نمودن شرایط لازم برای مرمت دوره های پس از آلودگی ، فراهم نمودن آموزشهایی برای تصمیم گیریهایی ، با پایه های  منطقی برای این کشورها ( کلا 400.000 دلار توسط پنج کشور) .

برای ایجاد مراقبت همه گیرشناسی زیر منطقه ایی و همچنین ، تشکیل شبکه های تشخیص درجهت تشخیص سریع ، پیشگیری و کنترل آنفلوآنزای طیور در کشورهای درگیر با این بیماری و همینطور ، شناسایی فاکتورهای ریسک در جهت پیشگیری از اشاعه بیماری در آینده ( کلا 400.000 دلار توسط ده کشور ) .

نکته :

 برخی اهدا کنندگان کمک ها مانند ADB ، استرالیا ، چین در آموزش کارمندان و همچنین اقدامات مرمتی نیز اقداماتی را بعمل آوردند .

 

موفقیت چشمگیر Lao PDR در مبارزه با آنفلوآنزای طیور :

برغم کمبودهای شدید در نیروی انسانی و همچنین منابع و مواد مورد نیاز ، Lao PDR بیشترین موفقیت را در کنترل AI در خلال یکسال و نیم گذشته داشت . این موفقیت ، پیامد تمامی فعالیتهای تعهد داده شده این کشور همراه با همکاریها و همچنین برنامه ریزی های مناسب بوده است . فعالیتهای هدایت شده شامل فراهم کردن حداقل امکانات مورد نیاز ، تقویت کردن آزمایشگاه های تشخیص ، هدایت ارزیابیهای Random ملی در بیماریهای طیور اهلی ، برگزاری کارگاه های آموزشی در آزمایش ، نظارت و مراقبت بیماری و همچنین دوره مرمت و بازسازی پس از بیماری .

فراهم نمودن حداقل امکانات مورد نیاز :

در آغاز شیوع HPAI ، PDR Lao با کمبود تجهیزات تشخیصی روبرو بود . با نشانه های بدست آمده در حیات وحش ، ضرورت ایجاد آزمایشگاه های تشخیصی HPAI واضح بود . این آزمایشگاه ها بایستی بصورت جداگانه و از آزمایشگاه های تشخیص عادی ایجاد می شدند تا احتمال ابتلای انسان را کاهش دهند . در اواسط ژوئن 2004 میلادی مرمت و نوسازی بخش آزمایشگاه تشخیص بیماری حیوانات به اتمام رسید . این مرمت و نوسازی شامل موارد فوق بود :

خرید و نصب کابینت کلاس 2 امنیت زیستی ، تهیه فریزر 80- درجه سانتی گراد ، تهیه و خرید تجهیزات سیستم آزمایش ELISA ، تجهیز آزمایشگاه ها به میکروسکوپ فلوروسنس ، تهیه سانتریفیوژ و یخچال ، تهیه انکوباتور CO2 ، خرید اتوکلاو ، خرید انواع یخچالها ، انکوباتور تخم مرغ و سایر ابزارهای سنجش . برای بررسی بهتر و همچنین اطلاع رسانی LCD Projector ، دوربین دیجیتال و تجهیزاتی از این دست نیز فراهم شد .

 تقویت آزمایشگاه تشخیص :

ظرف مدت دو ماه و در دو عملیات جداگانه مشاورانی برای تقویت آزمایشگاه تشخیص در Lao PDR استخدام شدند . تجهیزات آزمایشگاهی برای آزمایشات سرولوژیک و جداسازی ویروس ، بخصوص ویروسهای HA / HI  و همچنین آزمایش ELISA تقویت شد . برای یک دوره یک ساله آزمایشگاه های مختلف شرایطی را فراهم نمودند تا آزمایشهای تشخیصی ویرولوژی و سرولوژی در شرایط مناسب انجام شوند . در این جهت تجهیزات مورد نیاز نیز بمیزان کافی خریداری شدند . همچنین ، چهار کارمند آزمایشگاه ، از آزمایشگاه های تشخیصی پرندگان ، در Vientiane انتخاب شدند و آموزشهایی را در جهت هدایت جداسازی و شناسایی ویورس AI و آزمایشهای سرولوژیک دیدند . همچنین در جهت نظارت آزمایشگاهی سرولوژیک بر AI ، سه آزمایش سرولوژیک ، شامل آزمایش HI ، آزمایش پخش ایمنی آگار -  ژل ( AGID ) و ELISA تقویت شدند . مدیریت استاندارد روال و رویه کار ( SOPs ) و آزمایشهای مناسب ( GLP ) نیز تقویت شدند و بر اهمیت امنیت زیستی تاکید شد .

 

مدیریت یک برنامه بررسی Random ملی :

مشاورهایی در حوزه تقویت و مرمت به Lao PDR فرستاده شدند . این کار بطور کلی در مدت زمان 4.5 ماه و در سه ماموریت جداگانه صورت گرفت . هدایت و تقویت برنامه ها در خلال آگوست 2004 آغاز شد .بطور کلی  Lao PDR ، در 142 ناحیه ، تعداد 12.446 روستا داشت . در ابتدای شیوع بیماری ، تکنیک انتخاب نمونه دو مرحله ایی تصادفی ، استفاده شد . در این جهت یک سوم ( 33 درصد ) هر ناحیه در هر 18 استان بصورت اتفاقی انتخاب شدند و سپس یک پنجم ( 20 درصد ) روستاها در نواحی انتخاب شده بصورت اتفاقی انتخاب شدند . تعداد نهایی روستاهای انتخاب شده 783 عدد در 47 ناحیه بودند . در ابتدای کار نواحی مربوطه بازدید شدند . هر یک از روستاهای انتخاب شده نیز با همکاری صاحبان طیور و کارمندان دامپزشکی هر روستا تحت نظر قرار گرفتند . نمونه های خون و کلوآک نیز برای آزمایشات سرولوژیک و جداسازی ویروس از مرغها جمع آوری شدند .

فعالیتهایی در جهت افزایش آگاهی :

در مراحل اولیه شیوع ، پوسترهایی بوسیله مرکز اطلاعات وزارت بهداشت و سلامت طراحی شدند . این فعالیت در جهت اجرای برنامه های آگاهی دهی سارس و AI و با حمایت WHO و FAO صورت گرفت . پس از آن نیز ، بر اساس پیشنهادات جهانی توان کارگاه های آزمایشگاهی افزایش داده شد . فعالیتهایی نیز در جهت آگاهی عمومی ، در رسانه های جمعی مختلف صورت گرفت . در این برنامه ها از متخصصین ملی و جهانی استفاده شد . در جهت بهبود امنیت زیستی برای صاحبان حیوانات اهلی در روستاها نیز ، پوسترهایی رنگی و براق و با طراحی های سودمند ، چاپ شدند و در نواحی مختلف ، NGO ها ، سازمانها ، مغازه ها ، مدارس و سایر مناطق عمومی در محدوده Vientiane توزیع شدند . همچنین در جهت افزایش آگاهی عمومی ایستگاه رادیوی ملی Lao برنامه هایی را از 15 دسامبر 2004 تا 15 ژوئن 2005 ارائه داد . ظرف مدت زمان 6 ماه ، 156 برنامه از این رادیو پخش شد . موضوعاتی که در این برنامه ها پوشش داده شد شامل :

چگونگی غذادهی ایمن به اردکها و مرغها .

 چگونه میتوان از شیوع بیماری AI جلوگیری کرد ؟

میزان خطر شیوع بیماری AI از طریق اردکها و مرغهای مرده .

تخم مرغ . آیا نیازی به نابودی تخم مرغها هست ؟

چگونگی پاک کردن مرغها و اردکهای مرده بصورت امن .

پختن مرغ برای جلوگیری از بیماری AI .

علت شیوع این بیماری در در برخی نواحی در PDR چیست .

چگونگی انتقال AI از حیوانات به انسان .

در این مدت زمان ، برنامه های تلویزیونی نیز پخش شد . در جهت فعالیتهای آتی دولت نیز ، یک برنامه ویدئویی برای آگاهی عمومی ساخته شد . در جهت پیشگیری از بروز HPAI ، نیز یک کتابچه جیبی با نام (( راهنماییهای تکنیکی در ضدعفونی کامیونها در جهت کاهش ضایعات )) منتشر شد . این کتابچه بعنوان مرجع راهنمایی برای مقامات رسمی و دولتی ، دامپزشکان و عموم مردم توزیع شد .

کارگاه های آموزشی :

در خلال ماه های آوریل و مارس 2004 و پیش از اجرای فعالیتهای نظارت و مراقبت در هر استان ، کارگاه های آموزشی در جهت بررسی بیماری و همچنین خبردهی بیماری ، بررسی نمونه های جمع شده و همچنین بررسی پیشنهادات مطرح شده و استفاده از تجهیزات حفاظت شخصی ( PPE ) ، در استانهای  Vientiane ،  Champasack و Luang Namtha سازمان دهی شدند . کارگاه های آموزشی ملی در فعالیت نظارتی خود موفق بودند . در 4 و 5 ماه می کارگاهی آموزشی در Vientiane با شرکت از تمام استانهای آلوده به HPAI برگزار شد . در کارگاه های آموزشی بر روی سیستم اطلاعات جغرافیایی ( GIS ) تمرین شده بود . در می 2004 یک کارگاه آموزشی در Vientiane با شرکت مسئولین مربوطه از 18 استان برای بررسیهای دولتی برگزار شد . پیرو آموزش اعضای  NHPAITF، هر استان برای فراهم کردن حمایتهای تکنیکی فعالیتهای بیشتری را انجام داد . از 31 می تا 18 ژوئن ، در Vientiane کارگاه دیگری نیز در GIS برگزار شد . این آموزش در جهت فراهم نمودن آموزش عملی در استفاده از نرم افزار کامپیوتری Health Mapper برگزار شد . این نرم افزار توسط WHO به وزارت بهداشت Lao ارائه شده بود . تحت نظر TCP / RAS / 3010 یک کارگاه آموزشی ملی نیز با موضوع مرمت و نوسازی در 15 و 16 سپتامبر برگزار شد . این آموزش پیرو کارگاه آموزشی منطقه ایی بود که در مورد مرمت و نوسازی در تایلند برگزار شده بود . در 2 و 3 نوامبر2004 نیز ، یک کارگاه آموزشی درVientiane برگزار شد . این کارگاه در جهت ارزیابی فعالیتهای انجام شده برای کنترل بیماری و فعالیتهای نظارتی و از سوی دیگر ، مرور یافته های برنامه های نظارتی ملی برگزار شد . نتایج بدست آمده در این کارگاه آموزشی در حین کارهای عملی مورد بحث قرار گرفت . در این کارگاه همچنین ، برخی از تجربیات عملی به بحث گذاشته شد . در اوایل آوریل 2005 میلادی ، Lao PDR  نشستی دوجانبه را برای کنترل بیماریهای حیوانات ، با ویتنام برگزار کرد . در هفته دوم آوریل 2005 میلادی نیز یک کارگاه آموزشی با موضوع قرنطینه کردن برگزار شد . در خلال ژوئن ، Lao PDR در دو کارگاه همه گیر شناسی منطقه ایی  که در تایلند برگزار شده بود ، شرکت کرد .

 مرمت و نوسازی :  

Lao PDR مرغهای مورد نیاز خود را از کشورهای همسایه وارد میکرد ، تا اینکه شیوع AI این کشورها را مات و مبهوت کرد . بنابراین ، Lao PDR با کمبود شدیدی در جایگزینی تولیدات طیور مواجه شد . این کمبود از آن جهت بود که پس از شیوع آنفلوآنزای طیور در این کشورها ، Lao واردات گوشت از آنها را ممنوع کرده بود . در آوریل 2005 میلادی ، پس از نظارتهای لازم بر شیوع AI و همچنین تقویت و مراقبت از مرز برای جلوگیری از انتقال بیماری ، جوجه های چند روزه لایر و همچنین گله های اجداد برویلر از کشورهای عاری از AI وارد شد . مرغها مدتی در قرنطینه نگهداری شدند و سپس در مزارعی که برای تولیدات تجاری تعبیه شده بودند ، توزیع شدند .

آموزش :

در سال 2005 میلادی ، هیچ موردی از شیوع HPAI در Lao PDR گزارش نشد . نحوه ادامه نظارت و آموزش عمومی ، کلیدی بود برای Lao PDR در جهت شناسایی سریع و بموقع بیماری پس از بروز آن . با توجه به اینکه دانشکده دامپزشکی در Lao PDR وجود ندارد ، در آینده نزدیک کمبود شدید نیروی انسانی در بخش دامپزشکی حتمی خواهد بود . تمامی نیروهای حاضر ، در دانشگاه های کشورهایی مانند روسیه ، کوپا و همچنین اروپای شرقی آموزش دیدند . اغلب این نیروها با بورسهای مختلف ، تحت آموزشهای مختلف قرار گرفته اند . از زمان انحلال USSR و قطع شدن بودجه های بدست آمده از اهداکننده های سوسیالیست ، فرصت کمی برای آموزش دانشجوها و یا ارتقای تحصیلات فارغ التحصیل ها وجود داشته است . این مشکل ، تنها بر کنترل HPAI موثر نبوده است ، بلکه در کنترل سایربیماریهای مشترک بین انسان و حیوان ( بیماریهای پا و دهان ) نیز موثر بوده است . برای اضافه کردن دامپزشکان جوان به شبکه دامپزشکی ، آموزش دوره لیسانس دامپزشکی در این کشور ضروری بنظر میرسد .

اقدامات صورت گرفته ، پیگیری اقدامات صورت گرفته در این کشور در سطوح بین المللی :

  آموزش منطقه ایی همه گیر شناسی پایه و بررسی اطلاعات :

این آموزشها تحت پروژه های زیرمنطقه ایی FAO و از 13 تا 17 ژوئن سال 2005 میلادی در بانکوک برگزار شد . این کارگاه های آموزشی توسط FAO و با همکاری و مشارکت CIRAD سازماندهی شدند . شرکای اجرای این طرح از Combodia ، Indonesia ، Lao ، Malysia ، Myanmar ، Papua New Guinea ، Philipines ، Thailand ، Timor Lesta و Vietnam بودند .

 آموزش منطقه ایی همه گیر شناسی پیشرفته و بررسی اطلاعات :

این آموزشها تحت پروژه های زیرمنطقه ایی FAO و از 27 ژوئن تا اول جولای سال 2005 میلادی در بانکوک برگزار شد . این کارگاه های آموزشی توسط FAO و با همکاری و مشارکت دانشکده دامپزشکی رویال در انگلستان ( RVC ) سازماندهی شدند . شرکای اجرای این طرح از Combodia ، Indonesia ، Lao ، Malysia ، Myanmar ، Papua New Guinea ، Philipines ، Thailand ، Timor Lesta و Vietnam بودند .

 آموزشهای منطقه ایی مدیریت اطلاعات همه گیرشناسی :

این آموزشها تحت پروژه های زیرمنطقه ایی FAO و از 26 تا 29 جولای سال 2005 میلادی در بانکوک برگزار شد . این کارگاه های آموزشی توسط FAO و با همکاری و مشارکت دانشگاه مسی ، نیوزیلد سازماندهی شدند . شرکای اجرای این طرح از China ، India ، Sri Lanka ، Viet Nam ، Indonesia ، Nepal و Thailand بودند .

 ضیافت ناهار TCP / RAS / 3008 در باره موضوع تشخیصات آزمایشگاهی و هماهنگی شبکه های نظارتی ، برای کنترل و پیشگیری از آنفلوآنزای طیور در جنوب آسیا :

این ضیافت در آگوست2005 میلادی ، برگزار شد . این ضیافت توسط رئیس شبکه دامپزشکی منطقه ، رئیس آزمایشگاه های بین المللی دامپزشکی ، تیم های نظارتی از کشورهای منطقه ، کارشناسانی از OIE ، منابع آزمایشگاهی FAO ، کارشناسانی از WHO ، نمایندگان SAARC و همچنین کارشناسان FAO از رم و بانکوک نظارت خواهد شد . هدف این ضیافت ، ایجاد یک شبکه زیرمنطقه ایی جهانی دامپزشکی ، آزمایشگاه های دامپزشکی و نیز تیمهای نظارتی برای بهبود کیفیت آزمایشگاه های تشخیصی و تفهیم شرایط همه گیرشناسی بیماری میباشد .

 جلسه مشورتی منطقه ایی / جهانی در جهت ارزیابی تاثیرات اجتماعی و اقتصادی HPAI و کنترل آن در منطقه :

این جلسه در 27 ژوئن 2005 در شهر بانکوک برگزار شد . در این جلسه اطلاعاتی مشروح و صحیح فراهم شد و تحقیقاتی نیز در جهت برآورد تاثیرات سیاست حاکم و همچنین ارزیابیهای همه گیر شناسی در منطقه Mekong پیشنهاد شد . در این جلسه همچنین ، تحقیقات در حال پیشرفت ارزیابی شدند .

 کارگاه آموزشی منطقه ایی با موضوع ارزیابی منطقه ایی آنفلوآنزای طیور :

این کارگاه آموزشی ، در سپتامبر 2005 در شهر Bail اندونزی برگزار شد .

 سمپوزیوم APEC در مورد آنفلوآنزای طیور وآمادگیهای لازم در جهت حفظ سلامتی انسان :

این سمپوزیوم از 28 تا 29 جولای 2005 میلادی در سانفرانسیسکوی آمریکا برگزار شد .

 آمادگی در مقابل احتمال شیوع ، آرژانتین :

آرژانتین ، تمرینی از شبیه سازی بیماری غیر بومی طیور کشور خود را از 7 تا 11 آگوست 2005 اداره خواهد کرد . این شبیه سازی در استان Entre Rios برگزار خواهد شد . هدف این طرح فراهم نمودن آموزشهای تکنیکی ، حرفه ایی در جهت کنترل بیماری پیچیده HPAI میباشد . پاناما نیز در طرحی مشابه که توسط وزارت توسعه کشاورزی آن کشور ارائه شده است ، یک تمرین شبیه سازی آنفلوآنزای طیور را از 26 تا 29 جولای سال 2005 میلادی ، در شهر Penonome آن کشور مدیریت خواهد کرد .

باعث خرسندی ماست اگر ، سایر سازمانها / کشورها در صورت امکان ، اطلاعات و کمکهای مالی کشورشان به کشورهای درگیر با بیملری را برای ما ارسال نمایند . 

نتیجه گیری :

اقدامات صورت گرفته در این کشور به تفضیل بیان شد ، آنالیز و مرور شد . اما در نهایت تاثیر این مقاله به عملکرد خود ما باز خواهد گشت . عملکردی که تنها به آموزش و بازگویی برخی مسائل روزمره محدود نخواهد شد . در واقع مبارزه با آنفلوآنزای طیور را بایستی با چشم اندازی مدرن بررسی کرد . چشم اندازی که چشمهایی آگاه و بیدار را می طلبد .

تهیه ، تنظیم و ترجمه :

علیرضا گائینی . دانشجوی رشته دکترای دامپزشکی . دانشگاه آزاد اسلامی . واحد گرمسار .

منابع :

FAO WebSite .

OIE WebSite .

WHO WebSite.

OIDE Magazine .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390ساعت 11:42  توسط علیرضا رسفنجانی  | 

مطلب جدید

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز

از تاریخ 24/01/1390 با مطالب جدید در خدمت شما عزیزان هستم.


                                                                            با تشکر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 23:1  توسط علیرضا رسفنجانی  | 

بررسي‌ علل‌ افزايش‌ تلفات‌در جوجه‌هاي‌ يكروزه

بررسي‌ علل‌ افزايش‌ تلفات‌در جوجه‌هاي‌ يكروزه

مقدمه‌:

كيفيت‌ جوجه‌ توليد شده‌ به‌ دو عامل‌بستگــي‌ دارد. يكي‌ مرگــ‌ و مير كه‌مي‌تواند ناشي‌ از عفونت‌ كيسه‌ زرده‌ يابندناف‌ و آلودگــي‌ به‌ قارچ‌ باشد و دوم‌بستگــي‌ به‌ مقدار جوجه‌هاي‌ وازده‌ وحذفي‌ دارد كه‌ اين‌ مورد به‌ فاكتورهاي‌بيشتري‌ بستگــي‌ پيدا مي‌كند كه‌ در جاي‌خود بحث‌ خواهد شد.

بنابراين‌ تلفات‌ اوليه‌ جوجه‌هاي‌توليد شده‌ را مي‌توان‌ به‌ دو دسته‌ تقسيم‌نمود:

مرگــ‌ و مير و حذف‌.

در اين‌ مقاله‌ سعي‌ شده‌ است‌ به‌طورتحليلي‌ به‌ شرح‌ اين‌ دو عامل‌ با توجه‌ به‌تجربيات‌ فارمي‌ پرداخته‌ شود.

مرگــ‌ و مير:

عمده‌ترين‌ علت‌ مرگــ‌ و مير اوليه‌عفونت‌ كيسه‌ زرده‌ است‌ كه‌ بيشترين‌تلفات‌ را در هفته‌ اول‌ زندگــي‌ باعث‌مي‌شود كه‌ معمولا از روز سوم‌ زندگــي‌شروع‌ شده‌ اوج‌ آن‌ در روز هفتم‌ زندگــي‌است‌ و بعد از آن‌ به‌ تدريج‌ كاهش‌ پيداكرده‌ و حدودادر روز دهم‌ مرگــ‌ و ميرناشي‌ از عفونت‌ كيسه‌ زرده‌ به‌ حالت‌عادي‌ برگــشت‌ مي‌كند.

بعد از عفونت‌ كيسه‌ زرده‌ مي‌توان‌ ازعفونت‌ بند ناف‌ نام‌ برد و در انتها آلودگــي‌قـــارچي‌ كه‌ متداول‌ترين‌ آن‌ آلودگــي‌ به‌قــــارچ‌ آســــپرژيـــلوس‌ فوميگــاتوس‌است‌.

فاكتورهاي‌ موثردر مرگــ‌ و مير:

1ـ عفونت‌ كيسه‌ زرده‌
Yolk Infection

2ـ عفونت‌ بندناف‌
Omphalitis

3ـ آلودگــي‌ قارچي‌
Mold Infection

عفونت‌ كيسه‌ زرده‌ و راه‌هاي‌انتقال‌ آن‌:

همان‌طور كه‌ گــفته‌ شد متداول‌ترين‌ ورايج‌ترين‌ علت‌ مرگــ‌ و مير در هفته‌ اول‌زندگــي‌ است‌.

اجرام‌ بيماريزا و غيربيماريزاي‌زيادي‌ در به‌ وجود آوردن‌ عفونت‌ كيسه‌زرده‌ دخالت‌ دارند كه‌ هم‌ مي‌تواند ازطريق‌ تخمدان‌ به‌ صورت‌ انتقال‌ عمودي‌يا از طريق‌ آلودگــي‌ مجراي‌ تخم‌ يااويدوكت‌ باعث‌ عفونت‌ كيسه‌ زرده‌ شودو يا آلودگــي‌ از طريق‌ پوسته‌ تخم‌ مرغ‌صورت‌ گــيرد كه‌ اين‌ راه‌ بيشترين‌ حالت‌وقوع‌ عفونت‌ كيسه‌ زرده‌ است‌.

راه‌هاي‌ انتقال‌ آلودگــي‌ درعفونت‌ كيسه‌ زرده‌:

1ـ انتقال‌ عمودي‌ از طريق‌ تخمدان‌
Ovarian Transmission

2ـ انتقال‌ از طريق‌ عفونت‌ اويدوكت‌
Salpingitis

3ـ انتقال‌ از طريق‌ آلودگــي‌ پوسته‌
EggContaminated

عوامل‌ ايجادكننده‌:

ميكروارگــانيسم‌هاي‌ مختلفي‌ باعث‌آلودگــي‌ و عفونت‌ كيسه‌ زرده‌ شوند.باكتري‌
E.coli سردسته‌ اجرام‌ ميكروبي‌در عفونت‌ زرده‌ است‌ كه‌ هم‌ مي‌تواند ازطريق‌ عفونت‌ اويدوكت‌ باعث‌ آلودگــي‌كيسه‌ زرده‌ شود و هم‌ از طريق‌ آلوده‌شدن‌ پوسته‌ تخم‌ مرغ‌ كه‌ اين‌ حالت‌متداول‌ترين‌ شكل‌ بروز عفونت‌ كيسه‌ناشي‌ از E.coli مي‌باشد. علاوه‌ برباكتري‌ E.coliباكتري‌هاي‌ ديگــري‌ مثل‌پروتئوس‌ و باسيلوس‌ و... مي‌توانندباعث‌ عفونت‌ زرده‌ شوند.

در مواردي‌ كه‌ عفونت‌ توسط باكتري‌
E.coli ايجاد شده‌ باشد محتويات‌ عادي‌كيسه‌ زرده‌ كه‌ سبز زرد رنگــ‌ با قوام‌ ويژه‌كيسه‌ زرده‌ است‌ وقتي‌ عفوني‌ شد كيسه‌زرده‌ به‌ صورت‌ زرد قهوه‌اي‌ با قوام‌كازئوزي‌ تا مايع‌ زرد قهوه‌اي‌ تغيير شكل‌پيدا مي‌كند.

در بعضي‌ مواقع‌ نفوذ جرم‌ بيماري‌زااز ديواره‌ كيسه‌ زرده‌ باعث‌ انتشارآلودگــي‌ از طريق‌ پرده‌ صفاق‌ به‌ كيسه‌هاي‌هوايي‌ و حتي‌ باعث‌ تورم‌ عفوني‌ پرده‌قلب‌ و همين‌طور پري‌ هياتيت‌ تورم‌عفوني‌ پرده‌ روي‌ كبد مي‌شود.

درصد تلفات‌ ناشي‌ از عفونت‌ كيسه‌زرده‌ بستگــي‌ به‌ مقدار تخم‌ مرغ‌هاي‌آلوده‌ پاتوژنتيسه‌ و همين‌طور تعداد جرم‌بيماري‌زا دارد.

در مواردي‌ كه‌ عفونت‌ كيسه‌ زرده‌ناشي‌ از سالمونلا باشد تابلوي‌ كلينيكي‌بيماري‌ تفاوت‌ پيدا مي‌كند. عفونت‌ كيسه‌زرده‌ سالمونلايي‌ مثل‌
E.coli هم‌مي‌تواند از طريق‌ زرده‌ اتفاق‌ بيافتد، هم‌از طريق‌ پوسته‌ تخم‌ مرغ‌ كه‌ همانند فرم‌عفونت‌ كلي‌باسيلي‌ انتقال‌ از طريق‌پوسته‌ تخم‌ مرغ‌ متداول‌تر است‌.بيشترين‌ آلودگــي‌ مربوط به‌ دوسالمونلاي‌ متحرك‌ اينترايتيديس‌ وتيفي‌موريوم‌ هستند كه‌ به‌ شكل‌ باليني‌ در(Csubclinical) سكوم‌ و كيسه‌ صفراوجود داشته‌ و تحت‌ شرايط خاصي‌ مثل‌استرس‌ يكباره‌ تكثير پيدا كرده‌ و ازطريق‌ مدفوع‌ دفع‌ مي‌شوند در چنين‌مواقعي‌ احتمال‌ اين‌ كه‌ پوسته‌ تخم‌ مرغ‌به‌ يكي‌ يا هر دو نوع‌ سالمونلا آلوده‌شود وجود دارد. اين‌ آلودگــي‌ مي‌تواند ازطريق‌ آلوده‌ بودن‌ پوشال‌ لانه‌هاي‌تخمگــذاري‌ و يا آلوده‌ بودن‌ ناحيه‌ كلوآك‌صورت‌ گــيرد كه‌ در هر دو حالت‌ جرم‌بيماري‌زا احتمال‌ دارد قبل‌ از ضدعفوني‌شدن‌ تخم‌ مرغ‌هاي‌ قابل‌ جوجه‌كشي‌ به‌داخل‌ تخم‌ مرغ‌ نفوذ كرده‌ باعث‌ عفونت‌كيسه‌ زرده‌ شود. در اين‌ حالت‌ كيسه‌زرده‌ فرم‌ كازئوزي‌ گــرفته‌ و خشك‌ وچروكيده‌ به‌ نظر مي‌رسد و از آنجايي‌ كه‌جوجه‌هاي‌ آلوده‌ از بدو تولد وهمين‌طور در روزهاي‌ اول‌ زندگــي‌ جرم‌بيماري‌زا را دفع‌ مي‌كنند باعث‌ انتقال‌آلودگــي‌ به‌ جوجه‌هاي‌ سالم‌ ديگــر شود(برخلاف‌ ساير عفونت‌هاي‌ كيسه‌ زرده‌)در نتيجه‌ تعداد بيشتري‌ از جوجه‌هاي‌توليد شده‌ درگــير باكتري‌ شده‌ كه‌ البته‌ديگــر فرم‌ بيماري‌ تغيير كرده‌ و به‌صورت‌ بيماري‌ سالمونلوز يا پاراتيفوزبروز مي‌كند. بنابراين‌ افزايش‌ مرگــ‌ و ميرو افزايش‌ حذف‌ را به‌ دنبال‌ خواهدداشت‌.
از: دكترمحمدرضا صالحي‌قمي‌
‌كارشناس‌ بيماري‌شناسي‌ طيور
 

منبع : مجله صنعت مرغداري

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام خرداد 1389ساعت 0:20  توسط علیرضا رسفنجانی  | 

سازه هاي موثر بر بروز رفتارهاي فحلي در گاو

 

مقدمه:

بي حرکت ايستادن و اجازه سواري دادن به گاو نر و يا يک گاو ديگر، اصلي ترين و مطمئن ترين نشانه فحلي، و بهترين شاخص است که نشان مي دهد ماده گاو يا تليسه، در گامه پيش از تخمک ريزي قرار دارد و آماده پذيرش جنسي است.شدت و طول دوره بروز رفتارهاي فحلي در خلال چرخه فحلي، بين گاوهاي مختلف، بسيار متغيير است.تعداد جفتگيري موفقيت آميز با گاو نر، مي تواند تا 20 بار نيز برسد. "برهم کنش اجتماعي"، سازه هاي مديريتي، نوع ساختمانهاي نگهداري و امکانات آن ،محيط فيزيکي، تغذيه،سن، وضعيت فيزيولوژيکي ، سازه هاي ژنتيکي، و بود يا نبود گاو نر در گله، بر بروز رفتارهاي فحلي تاثير مي گذارند. هدف اين مقاله،بررسي جنبه هاي مهمتر اين سازه ها ، بررفتارفحلي در گاو

است.
برهم کنش های اجتماعی:

بر هم کنش هاي اجتماعي، از جمله "چيرگي اجتماعي"(Social dominance)چيره بودن بر ديگر افراد گله بر بروز رفتارهاي فحلي، تاثير مي گذارند. در تليسه هايي که به شکل گروهي نگهداري مي شوند، برخي از تليسه هاي فحل، سواري مي گيرند. گاو هاي درشت جثه چيره، ممکن است از سواري گرفتن گاوهاي زيردست(Subordinate)با جثه کوچک، جلوگيري کنند، هر چند که در برخي پژوهش ها، رابطه اي بين درجه اجتماعي(Social Rank) و بسامد سواري از نظر تعداد سواري داده شده و تعداد سواري گرفته شده، مشاهده نشده است. بر هم کنش هاي اجتماعي، بر زمان بندي بروز رفتار فحلي در گله و احتمالا بر ساز و کارهاي فيزيولوژيک موثر بر فحلي، تاثير مي گذارند. در شرايطي که فحلي در گاوهاي گله همزمان شده بود، درجه اجتماعي گاوهاي چيره، اثر بسيار شديدي بر طول دوره فحلي و نيز تعداد گاوهايي داشت که در هر زمان معين، فحل بودند. زماني که اقدام به همزمان سازي فحلي در گله مي شود، ماده گاوها، تمايل به تشکيل گروه هايي دارند که انها را "گروه فعال جنسي"(Sexuall Active Group)مي نامند. جابجايي گاو ها در اين گروه ها، اغلب بسيار زياد است و اعضاي گروه، پيوسته، تغيير مي کنند. عملکرد جنسي گاوهاي نري که پيش از جفتگيري با ماده گاو ، سواري گرفتن و يا سواري دادن ديگر گاوها را مشاهده کرده اند، افزايش مي يابد. با همزمان کردن فحلي، تعداد گاوهايي که در تشکيل " گروه جنسي فعال " شرکت مي کنند، افزايش مي يابد. همزمان شدن فحلي ماده گاوها، به طور طبيعي نيز اتفاق مي افتد و بين گاوهاي جوان تر، شايع تر است. پديده همزمان شدن فحلي در طبيعت نيز نشان مي دهد، گاوهاي فحل به گونه اي بر فحلي ديگر گاوهاي فحل در گله، اثر مي گذارند. متراکم شدن بروز فحلي، بين گاوهاي اصطبل هاي جاور نيز رخ ميدهد، به ويژه اگر امکان تماس حسي وجود داشته باشد. در گروه هاي جنسي فعال، ماده گاوها، گاوهاي ماده ويژه اي را به عنوان شريک جنسي،(Sexual partner) بر مي گزينند و اين تمايل، در گاوهاي مسن تر بيشتر ديده مي شود. ماده گاوها ، جذابيت جنسي کمتري براي ديگر گاوهاي گروه دارند اما بندرت به سوي آنها مي روند و يا در زمان فحلي تمايل به سواري گرفتن دارند. برخي گاوها، درست بر عکس اين رفتار را نشان مي دهند.
سازه های مدیریتی:

تشخيص فحلي، يکي از مهمترين نگراني هاي گاوداريهايي است که علاقه مند به بکارگيري تلقيح مصنوعي هستند. دقت و کارايي مشاهدات مستقيم، به بسامد مشاهدات، طول دوره هر مشاهده، و زمان بندي دوره هاي مشاهده، بستگي دارد. براي افزايش کارآيي تشخيص فحلي، مي توان از روش همزمان سازي فحلي، بهره گرفت. بسامد بروز فحلي و طول دوره فحلي، کاملا متغيير بوده است و از اين نظر، بين گاوهايي که فحلي طبيعي داشتند و آنهايي که با پروستاگلاندين همزمان شده بودند، تفاوتي ديده نشده است. در گاوهاي کوهان دار در مکزيک، طول ميانگين دوره فحلي در حالت طبيعي و در گاوهاي همزمان شده با پروستاگلاندين به ترتيب، 3/15 و 3/13 ساعت و در تليسه ها 7/21 و 8/19 ساعت بود. کارايي تشخيص فحلي در روش PRID و ايمپلاتست پروژسترون تقريبا برابر با 70 درصد ولي براي روش پروستاگلاندين، 44 درصد بود. مطالعه گاوهاي اروپايي نشان داده است که تراکم دام درواحد سطح موجب افزايش بسامد و برهم کنش هاي جنسي بين ماده گاوها مي شود. گاوهايي که در اصطبل نگهداري مي شوند نسبت به آنهايي که در مراتع هستند، در هر دوره فحلي، سواري بيشتري مي دهند. در مرتع ، زمان بيشتري صرف چرا مي شود و از اين رو، زمان کمتري براي بروز برهمکنش هاي رفتاري وجود دارد. نوع مواد بستر نيز مي تواند بر بسامد رفتاري فحلي اثر داشته باشد. سطوح لغزنده، تاثير نامطلوبي بر بروز فحلي دارند. سواري گرفتن گاوهاي فحل روي سطوح چوبي بيشتر از سطوحي است که با کاه پوشيده شده اند(به ويژه، براي گاوهاي مسن تر) و براي سطوح سيماني بيشتر از خاکي است.برخي پژوهشگران، نشان داده اند که سطوح بتوني، به ميزان زيادي بسامد سواري دادن و طول دوره فحلي را نسبت به سطوح خاکي، کاهش مي دهند.زماني که مشکلات سم در گله شايع تر باشد، تفاوت بين سطوح بتوني و خاکي از نظر بسامد سواري، به مراتب بيشتر است. سروصداي بلند از ديگر سازه هايي است که فعاليت سواري دادن را کاهش مي ده، به ويژه اگر صدا نا منظم و غير عادي باشد. سقف هاي کوتاه ساختمان، عمق زياد گل ولاي، در انتظار زمان شيردوشي و تغذيه (شرطي است) بودن نيز بسامد سواري دادن را کاهش مي دهند.
سازه های محیطی :

سازه هاي محيطي، بر فعاليت هاي جنسي و بازدهي توليد مثل گاو، تاثير مي گذارند. حتي "فاز ماه"(Lunar phase) مي تواند بر فعاليت فحلي تاثير داشته باشد. در اواخر پاييز و اوايل زمستان رفتار فحلي، در مقايسه با تابستان، کمتر، و چرخه هاي فحلي نا منظم و تعداد روزهاي باز در ماه هاي زمستان بيشتر گزارش شده است. تداوم دماي محيطي بالا، موجب کوتاه شدن دوره فحلي و کاهش شدت فحلي در گاوهاي شيري مي شود. انتقال گاوهاي اروپايي به نواحي نيمه گرمسيري و گرمسيري موجب کوتاه شدن طول دوره فحلي شد که ناشي از تاثير تغييرات تغذيه اي، آب و هوا، و انگل ها بر توليد مثل است. در حالي که نزادهاي کوهان دار، در ماههاي گرم سال، رفتارهاي فحلي بيشتري را نشان مي دهند، در گاوهاي اروپايي، هواي سرد(اگر زياد شديد نباشد) تاثير مهاري کمتري بر بروز فحلي دارد تا هواي گرم. در ماههاي تابستان، طول دوره فحلي ماده گاوهاي هولشتن(لا ضريب چاقي لاغري6/2)، در محيط کاملا خنک(16 ساعت) بيشتر از محيط نسبتا خنک(5/11 ساعت) بود. برخي گزارش ها حاکي از اين هستند که فحلي، هنگام شفق و در ساعت هاي روشنايي، اغاز مي شوود در حالي که برخي گزارش ها مي گويند که بيشترين فعاليت سواري، هنگام عصر و شب، رخ مي دهد. اين در حالي است که برخي پژوهشگران تفاوتي در بسامد فعاليت جنسي بين روز و شب مشاهده نکردند. بيشتر يافته ها درباره گاوهاي کوهان دار، نشان مي دهند که احتمال بروز رفتارهاي فحلي، در ساعات هاي تاريکي و يا ساعت هاي آغازين صبح، بيشتر است. شدت رفتار فحلي، تحت تاثير زمانمي از شبانه روز است که فحلي آغاز مي شود. فعاليت جنسي گاوهايي که فحلي آنها در صبح اغاز شده بود، نسبت به انهايي که در عصر آغاز شده بود، بيشتر بود_4/11 سواري در ساعت در برابر6/7). سازه هاي ديگري مانند باد شديد، باران شديد و رطوبت زياد نيز موجب کاهش فعاليت هاي حرکتي وابسته به فحلي مي شوند.
تغذیه :

سازه هاي تغذيه اي مي توانند موجب مهار چرخه تخمداني شوند اما بطور کلي، تا زماني که چرخه هاي تخمداني، طبيعي باشند، تاثيري بر چگونگي بروز فحلي ندارند. افزايش و يا کاهش شديد مقدار خوراک گاوهاي گوشتي، شروع فحلي پس از زايش را در مقايسه با گاوهايي که وضعيت بدني متوسط تا خوبي داشتند، به تاخير انداخت. کمبود شديد پروتئين موجب بروز ناهنجاريهاي توليد مثلي و تغذيه با مقادير زياد پروتئين، موجب تاخير در بلوغ و افزايش تعدا روزهاي باز در گاوهاي شيري مي شود. کمبود ويتامين A، موجب تاخير در بلوغ مي شود. در بسيار موارد، تعادل انرژي تاثير به سزايي بر از سرگيري چرخه هاي تخمداني پس از زايش دارد، به گونه اي که تعادل منفي انرژي بروز فحلي پس از زايش را به تاخير مي اندازد. تعادل منفي انرژي و يا چاقي زياد تليسه ها تاثيري بر طول دوره فحلي نداشت. تغذيه تليسه ها با جيره هايي که 80، 100 و 120 درصد نيازهاي انرژي و پروتئين را تامين مي کرد نيز تاثيري بر طول دوره فحلي و فعاليت هاي سواري آنهانداشت. کمبود مينرال ها نيز بر توليد متل تاثير مي گذارد. کمبود فسفر، فحلي پس از زايش را به تاخير مي اندازد اما تغذيه جيره هايي که 73،138،246 درصد نيازهاي فسفر تليسه هاي شيري شيري را تامين مي کرد. تاثيري بر طول دوره فحلي و بسامد سواري دادن، نداشت. کمبود کبالت، چرخه هاي فحلي را منظم مي کند و کمبود منگنز، فحلي پس از زايش را به تاخير مي اندازد و اگر شديد باشد موجب قطع کامل چرخه هاي تخوداني مي شود. کمبود بتاکاروتن نيز موجب کاهش شدت رفتارهاي فحلي شده است.
سن ووضعیت فیزیولوژیکی گاو :

گفته مي شود که طول دوره فحلي تليسه کمتر از گاو است اما برخي پژوهش ها تفاوت آشکاري در ميانگين طول دوره فحلي تليسه ها (5/5± 6/14 ساعت) و گاوهاي مسن تر را(4/4±1/15 ساعت) نديدند. شدت رفتار فحلي با افزايش سن افزايش يافت (5/5 سواري بيش از نخستين ابستني تليسه ها، 3/6 سواري در تليسه هاي زايش اول ، و 9/7 سواري در گاو هاي مسن تر) و گاوهاي مسن تر، در آغاز دوره فحلي، نسبت به گاوهاي جوان تر، فعاليت سواري بيشتري را نشان دادند. تعداد سواري گرفتن از تليسه ها و گاوهاي فحل، کاملا متغيير است;تعداد سواري در گاوهاي شيرده، بين 3-140 و در تليسه ها، بين 3-225 بار متغيير بود تمايل به تشکيل "گروههاي جنسي فعال" با افزايش سن، کاهش مي يابد و ترکيب گروه هاي جنسي فعال ممکن است کاملا متفاوت باشد. در مقايسه با گاوهاي مسن تر، تعداد گروه هاي فعال جنسي در تليسه ها، کمتر اما تعداد افراد در هر گروه، بيشتر بود."گروه هاي فعال جنسي" که کمتر از 6 عضو داشتند، ناپايدارتر بودند و گاوها تمايل بيشتري به شرکت در گروه هايي داشتند که پيشينه آشنايي با آنها را داشتند. با پيشرفت دوره فحلي ، تغييراتي نيز در فعاليت جنسي ديده مي شود. سواري دادن يا گرفتن در چند ساعت آغازين دوره فحلي واقعي، بيشتر است و سپس به تدريج، کاهش مي يابد. شيردهي و يا حضور گوساله، موجب تاخير در آغاز چرخه فحلي مي شود و رفتار فحلي را مهار مي کند. در سه ماه اول پس از زايش، ميانگين تعداد سواري هاي داده شده يا گرفته شده به ازاي هر ماده گاو و در هر دوره فحلي، با هر نوبت فحلي پس از زايش افزايش يافت. در فعاليت هاي سواري دادن و يا گرفتن، در 98 درصد موارد، حداقل يکي از گاوها، فحل بود و در 71 درصد موارد، هر دو گاو فحل بودند. در گاوهاي اروپايي، نزديک به 6درصد گاوهاي آبستن، در فعاليت هاي سواري شرکت مي کنند. اين رقم در گاوهاي زيبو، کمتر از 2 درصد است. فعاليت سواري گاوهاي آبستن، اغلب به 100 روز نخست آبستني، محدود مي شود که غلظت استروژن خون معمولا پايين است. گاوهاي اروپايي، اغلب در مرحله پرواستروس و مت استروس، تمايل به سواري گرفتن دارند اما گاوهاي براهمن در اين مراحل، هم سواري مي دهند و هم سواري مي گيرند.استرس موجب کاهش طول دوره فحلي و يا مهار آن مي شود. انتقال گاوهاي زيبو به مراتع جديد و يا محصور کردن آنها در اصطبل، فعاليت فحلي آنها را کاهش مي دهد. توفانهاي موسمي گرمسيري نيز تاثير همانندي دارند. تزريق 320 واحد بين المللي ACTHدر مرحله پرواستروس، موجب تاخير در بروز فحلي و کاهش طول دوره فحلي در تليسه ها شد. اينفيوژن کورتيزول در مرحله پرواستروس به تليسه ها براي 90 ساعت، به طور کامل موجب مهار سرژLH و رفتار فحلي شد بدون اين که تاثيري بر غلظت پلاسمايي استراديول داشته باشد. يکبار تزريق کورتيزول (تا 200 ميلي گرم) به تليسه هاي تخودان برداري شده اي که استراديول دريافت کرده بودند، تاثيري بر ويژگي هاي فحلي نداشت. يک تزريق 4 ميلي گرمي دگزامتازون به چنين تليسه هايي، درصد تليسه هاي فحل را کاهش داد اما تاثيري بر رفتار فحلي تليسه هايي تداشت که فحلي نشان دادند. افزايش غلظت استراديول موجب سرژ گونادوتروپين ها و بروز فحلي مي شود اما رابطه مستقيمي بين غلظت استراديول و يا پروژسترون با شدت رفتارهاي فحلي ديده نشد. از سويي، کاهش غلظت پروژسترون و افزايش استراديول موجب تحريک فعاليت جنسي در مراحل پاياني دوره فحلي شد. گاوهايي که دوره فحلي طولاني تري داشتند، نرخ آبستني بالاتري نيز داشتند. شدت رفتارهاي فحلي تاثيري بر نرخ آبستني نداشت اما افزايشي برابر 12 درصد در نرخ آبستني نيز براي گاوهايي گزارش شده است که فعاليت جنسي آنها در فحلي پس از زايش، بيشتر بود.
سازه های ژنتیکی :

طول دوره فحلي و شدت رفتارهاي فحلي، تفادت هايگونه اي و ژنتيکي نشان مي دهند. دامنه طول دوره فحلي (پذيرش جنسي) ماده گاوهاي اروپايي بين 4 تا 48 ساعت(ميانگين هايي بين 6/13 و 3/19 ساعت) و ميانگين آن در گاوهاي هندي (کوهان دار) 8/0± 7/6 ساعت (انحراف معيار) گزارش شده است. تفاوت هايي از نظر شدت رفتار فحلي بين گاوهاي اروپايي و هندي نيز گزارش شده است. گاوهاي براهمن در هر ساعت دوره فحلي، به طور متوسط يکبار سواري دادند در حالي که اين رقم براي گاوهاي شاروله 8/2 بود. شدت رفتارهاي فحلي گاوهاي براون سويس، کمتر از نژاد هاي شيري ديگر بود و بطور کلي، نژادهاي تيره رنگ نسبتبه گاوهاي دارايموهاي سفيد يا قرمز، شدت فحلي بيشتري نشان دادند. به طور کلي، شدت رفتارهاي فحلي در گاوهاي مناطق گرمسيري، کمتر است و رفتارهاي شديد فحلي تنها در 30 - 20 افراد گله گزارش شده است. ضريب وراثت پذيري شدت رفتارهاي فحلي، پايين است(21/0) که نشان مي دهد چرا دخترا هر گاو نر، شدت فحلي، متفاوتي دارند.
اثر گاو نر :

در ساعت هاي غازين روز، گاوهاي نر در گروه هاي "نا هم جنس"،از نظر جنسي فعال تر هستند. در اين ساعت ها، طول دوره فحلي گاوهاي ماده نيز بيشتر است. الگوي فعاليت جنسي گاوهاي نر در برابر همان ماده گاوهاي فحل، نيز متفاوت است. اگر چه حضور گاو نر تي زر (Teaser)موجب بهبود فرايند تشخيص فحلي در گاوهايي مي شود که فحلي طبيعي دارند، اما اين اثر در گاوهايي که با روش هاي هورموني همزمان شده اند، ديده نشده است. گاوهاي تي زر، در بيشتر موارد تنها از برخي گاوهاي فحل همزمان شده، سواري مي گيرند و به برخي از آنها نيز توجه نمي کنند. حضور گاو نرف زمان اولين تخمک ريزي و فحلي پس از زايش را تحت تاثير قرار مي دهد و موجب کاهش برهم کنش بين ماده ها و نيز از هم گسيختگي "گروه هاي جنسي فعال" مي شود. تفاوت هاي موجود در رفتارهاي جنسي بين گاوهاي نر، بر کاربرد آنها براي تشخيص فحلي، اثر مي گذارد. در حالي که يک گاو نر پس از از 50 ساعت نزديک به 30 درصد از ماده گاوهاي فحلي را شناسايي کرده بود، گاو نر ديگري پس از 60 ساعت، نخستين سواري خود را انجام داد. جفتگيري با گاو نر و يا تلقيح مصنوعي، موجب کوتاه شدن طول دوره فحلي مي شود. تحريک سرويکس، موجب آزاد سازي اکسي توسين مي شود که احتمال مي رود ، سازه فيزيولوژيکي براي کاهش طول دوره فحلي باشد

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 19:51  توسط علیرضا رسفنجانی  | 

رابطه دما با بیولوژی پرندگان

 

مقدمه

اگر دماهاي بالا همراه با درصد رطوبت بالايي باشد مصرف غذا را كاهش داده و توليد نيمچه‌هاي گوشتي را پايين مي‌آورد. تاثير مستقيم و احتمالي استرس‌هاي حرارتي افزايش تلفات است. اما اثرات غير مستقيمي وجود دارند كه مي‌توانند بسيار هزينه‌بر باشند. براي مثال افزايش هزينه در اثر كاهش وزن بدن نيمچه‌هاي گوشتي در طول مدت پرورش در اثر استرس گرمايي را مي‌توان نام برد. استرس گرمايي همچنين مي‌تواند توليد تخم‌مرغ را در دوره توليد به خطر اندازد و سبب كاهش مصرف خوراك در طول دوره تخمگذاري و كاهش كيفيت و معيوب شدن پوسته تخم‌مرغ شود. بعلاوه همزمان با آن تعداد تخم‌مرغهاي بدون نطفه افزايش مي‌يابد و موجب مرگ رويان مي‌شود و سرزنده‌گي جوجه‌ها را پائين مي‌آورد. هدف از اين مقاله بررسي روشهاي كاربردي كاهش شرايط استرس گرمايي و فراهم آوردن شرايطي است كه ممكن است براي كاهش تاثير هواي گرم بر روي توليد مفيد باشد.

رابطه دما با بيولوژي پرندگان

پرندگان موجوداتي خونگرم هستند يعني قادرند كه درجه حرارت بدنشان را ثابت نگه دارند كه اين كار براي ادامه حيات آنها ضروري است. درجه حرارت بدن نيمچه‌هاي گوشتي 41 درجه سانتيگراد مي‌باشد كه اين دما در طول روز كمي افزايش و در طول شب كمي كاهش مي‌يابد. افزايش درجه حرارت بدن به 47 درجه سانتيگراد باعث مرگ مي‌شود كه اين اتفاق به شرايط افزايش ناگهاني دما و استرس گرمايي بستگي دارد. بايد در نظر داشت كه مرگ و مير گله در دماهاي بدني حدود 45 درجه هم اتفاق مي‌افتد. براي ثابت نگه داشتن دماي بدن، گرمايي كه بدن به محيط پس مي‌دهد بايد با گرماي حاصل از هضم، جذب و متابوليسم مواد مغذي در بدن برابر باشد. شكل 1 نشان مي‌دهد كه پرنده چگونه حرارت توليدي بدن و تعادل انرژي را جهت ثابت نگه داشتن دماي بدن تنظيم مي‌كند. انرژي مورد نياز بدن طيور از غذاي مصرف شده حاصل مي‌شود و اين انرژي بعنوان حرارت در واكنش‌هاي پيچيده‌اي بيوشيميايي كه در ارتباط با نگهداري و بقاي بافتهاي بدن، فعاليتهاي فيزيكي، رشد و توليد تخم‌مرغ مي‌باشد آزاد مي‌گردد. مقداري از حرارت توليدي جهت ثابت نگه ‌داشتن دماي بدن مورد نياز است ولي ضروري است كه مقدار مازاد آن به محيط دفع گردد. زماني كه دماي محيط تا حدودي خنك باشد (درجه حرارت سالن تقريبا 25 درجه باشد) در اين موقع حرارت مازاد بدن، از طريق تشعشع، همرفت و انتقال دفع مي‌گردد و در مواقعي هم حرارت از طريق تبخير از طريق پوست دفع مي‌شود.

پرندگان بطور مداوم خروج حرارت از بدن خود را تنظيم مي‌كنند. يك مكانيسم مهم در اين فرآيند، تنظيم جريان خون به بافتهاي بيروني بدن، بخصوص در نواحي تاج و زائدهاي گوشتي زير گردن و پاها مي‌باشد. گاهي اوقات اين قسمتهاي بدن در هنگام لمس كردن خنك هستند ولي زماني كه پرنده نياز به دفع حرارت داشته باشد دماي اين اندامها بالا مي‌رود و باعث مي‌شود كه جريان خون افزايش يابد تا حرارت نواحي بطني بدن را به سطح بيروني منتقل كند و از آنجا هم به محيط دفع شود.

با افزايش درجه حرارت محيط تغيير آشكار در حالت ظاهري بدن طيور رخ مي‌دهد. بالها بصورت باز و دور از بدن نگه داشته مي‌شوند تا انتقال گرماي بدن از نواحي و قسمتهاي بدون پوشش (زير بالها) به محيط صورت گيرد. مصرف آب افزايش مي‌يابد و سطح فعاليت پرنده به منظور كاهش حرارت توليدي در اثر تحرك ماهيچه‌ها كم شده و مصرف غذا پايين مي‌آيد تا حرارت توليدي كمتر باشد. كاهش مقدار غذاي مصرفي از نظر مكانيسم فيزيولوژيكي و ايمني بدن خيلي مهم است، بيش از 75% از انرژي قابل متابوليسم مصرف شده به حرارت تبديل مي‌گردد كه بعداً بايد به محيط دفع شود.

اگر افزايش درجه حرارت ادامه يابد توانايي دفع حرارت از طريق روشهاي انتقال، تشعشع و هدايت كاهش مي‌يابد و پرنده شروع به له‌له زدن مي‌كند. له‌له زدن اجازه مي‌دهد كه حرارت بدن بوسيله تبخير آب از ديواره‌هاي مرطوب سيستم تنفسي دفع گردد. پايين آوردن دماي بدن بوسيله تبخير يك روش مهم براي تنظيم درجه حرارت بدن در استرس گرمايي مي‌باشد. اما تركيب دماي بالا همراه با درصد رطوبت بالا براي پرنده از زماني كه فقط دما بالا باشد استرس‌زايي بيشتري دارد و اين مورد را در استفاده از سيستم تبخير براي خنك كردن سالن پرورش طيور در آب و هواي گرم بايستي مد نظر داشت. در اين حالت نبايد اجازه داد كه رطوبت سالن به بالاتر از 70% برسد زيرا استرس طيور بطور فزاينده‌اي بيشتر مي‌شود و راندمان تنظيم حرارت بدن با استفاده از له‌له زدن كاهش مي‌يابد.

تبخير آب با حركت نامنظم ناي و عبور سريع جريان هوا به داخل و بيرون دهان و قسمتهاي بالاي مري در هنگامي كه دهان باز است باعث خنك شدن پرنده مي‌گردد. لرزشهاي سريع در ناحيه ناي مقداري كمي انرژي توليد مي‌كند اما در حدي نيست كه تاثير معني‌داري در افزايش حرارت بدن پرنده داشته باشد. اين عمل در هنگامي كه آب فقط از طريق غشاي مرطوب دهان تبخير مي‌گردد سودمند است و سطوح تنفسي ششها در اين مورد كارآيي ندارند. در هنگامي كه پرنده در معرض دماي بالاي 27 درجه سالن قرار گيرد اجازه مي‌دهد كه تبخير آب از كيسه‌هاي هوايي انجام شود و در مراحل بعدي ششها وارد عمل مي‌گردند. وقتي كه ششها در دفع حرارت بدن درگير باشند دفع دي‌اكسيد كربن از خون افزايش مي‌يابد و باعث تغييرات در تعادل اسيدي-بازي شده و اسيديته (pH) خون بالا مي‌رود.

اگر دماي بدن به بالاتر از 44 درجه برسد تعداد دفعات تنفس كاهش مي‌يابد اما حجم هواي تنفسي در هر دم افزايش مي‌يابد. اگر استرس گرمايي ادامه يابد مكانيسم تنظيم دماي بدن براي دفع حرارت از بدن به منظور جلوگيري از افزايش ناگهاني دماي بدن كافي نبوده و نهايتاً مرگ رخ خواهد داد (به شكل 2 نگاه كنيد).

در درجه حرارت 32 درجه و بالاتر سالن پرورش، كاهش غذاي مصرفي اثر سويي بر روي توليد مي‌گذارد. در درجه حرارت 38 درجه و بالاتر سالن، برخي پرندگان در كف سالن دراز كشيده و نفس نفس مي‌زنند كه مي‌بايست انتظار تلفات را (بخصوص در طيور سنگين و چاق) داشت. ولي طيور جوان به نسبت كمتر در خطر هستند. اگر درجه حرارت از 40 درجه تجاوز كند مرگ و مير گله يكباره و بسرعت رخ خواهد داد.

و بعنوان كلام آخر بايد گفت كه در تابستان استرس گرمايي ممكن است باعث بروز برخي از موارد و يا همه موارد به شرح زير شود:

    • - كاهش مصرف غذا
    • - افزايش مصرف آب
    • - كاهش فعاليت
    • - تغيير حالت بدن
    • - كاهش مقطعي اتساع عروق
    • - تنفس نامنظم
    • - له‌له زدن
    • - كاهش وزن تخم‌مرغ
    • - كاهش توليد تخم‌مرغ
    • - كاهش كيفيت پوسته تخم‌مرغ
    • - كاهش باروري
    • - افزايش تلفات جنين
    • - كاهش قابليت جوجه‌درآوري
    • - پائين آمدن كيفيت و درجه جوجه
    • - افزايش ابتلا به بيماريها
    • - تغيير در تعادل بازي-اسيدي (pH) خون
    • - روي زمين افتادن
    • - بالا رفتن درجه حرارت بدن
    • - نهايتاً مرگ
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 0:46  توسط علیرضا رسفنجانی  | 

خوراك‏هاى علوفه‏اى و كنسانتره دام

 

 الف - علوفه ‏ها

    هرگونه خوراك گياهى و پرحجم كه ارزش غذايى داشته باشد و خوش‏خوراكهم باشد، علوفه نام دارد.

    يونجه يابيده: اين علوفه ارزش غذايى زيادى دارد. يونجه به عنوان يك غذاى عالى در تغذيه دام به خصوص براى گاو شيرى استفاده مى‏شود. پروتئين و كلسيم بالاى اين علوفه نشانه مرغوب‏بودن آن است. زمان برداشت يونجه وقتى است كه يك سوم بوته‏ها به گل بنشينند. در جيره غذايى گاو شيرى، بين دو تا چهار كيلوگرم يونجه در روز كافى و مناسب است.

    علف باغ: اين علف در تغذيه گاو شيرى و پروارى استفاده مى‏شود. به دليل داشتن رشته‏هاى بلند، نشخوار دام‏ها را زياد مى‏كند. به علاوه در گاوهاى شيرى باعث بيشترشدن چربى شير مى‏شود. براى جلوگيرى از خارج‏شدن سريع خوراك‏هاى آردى از بدن دام‏هاى پروارى از اين علوفه استفاده مى‏كنند.

    كاه به علت خشك و پُرحجم‏بودن، ارزش غذايى زيادى براى دام‏ها ندارد. از نظر ارزش غذايى، كاه جو از كاه گندم بهتر است. همچنين كاه گندم از كاه برنج بهتر است. براى دام‏هاى سنگين بهتر است كه كاه به صورت رشته‏هاى بلند باشد. مصرف كاه بايد كم و به مقدار لازم باشد. هر چه مقدار اين علوفه در جيره غذايى دام‏ها بيشتر باشد، جلوى هضم و مصرف بيشتر غذا را مى‏گيرد. بهت راست كاه را هميشه بعد از خوراك‏هاى ديگر به دام‏ها داد.

    اگر كاه و علوفه‏هاى مانند آن به صورت غنى شده به دام‏ها داده شوند. ارزش غذايى بيشتر مى‏دارند. براى گاوهاى خشك مى‏توان مقدار بيشترى از اين علوفه در جيره غذايى قرار داد.

    سيلوها: براى استفاده بيشتر و بهتر از علوفه‏هاى خشك و هضم بهتر اين علوفه‏ها، آنها را سيلو مى‏كنند.

    ب - خوراك‏هاى فشرده شده يا كنسانتره دامى

    علوفه‏هاى آردى و خوراك‏هايى كه از رشته‏هاى كمى تشكيل شده‏اند رإ خوراك‏هاى كنسانتره‏اى مى‏گويند. وقتى مقدار مشخصى از ماده‏هايى مانند جو، سبوس، تفاله چغندر قند، كنجاله تخم پنبه را با تكميل‏كننده‏هاى معدنى و ويتامينى مخلوط كنند، خوراك كنسانتره تهيه مى‏شود.

    براى برطرف‏كردن نياز غذايى دام‏هايى كه توليد بالايى دارند، علاوه بر علوفه بايد مقدار مشخصى از كنسانتره دامى هم استفاده كرد. به گاوهاى بومى و دورگ روستايى كه بيشتر از هشت كيلوگرم شير توليد مى‏كنند، بايد مقدار مشخصى كنسانتره دامى داد.

    به دامداران عزيز سفارش مى‏شود اگر خوراك را از كارخانه خريدارى مى‏كنند، در هنگام تهيه و مخلوط كردن كنسانتره در كارخانه حضور داشته باشند. به اين ترتيب، مى‏توانند كنترل كنند كه از هر ماده‏اى به مقدار مشخص و لازم در كنسانتره مخلوط شده است و جلوى هرگونه تقلب گرفته شود.

    براى تهيه كنسانتره به وسيله خود دامدار، مى‏توانيد از دستور زير استفاده كنيد. اين دستور براى گاو شيرى كه بين ده تا پانزده كيلوگرم شير توليد مى‏كند، مناسب است.

    مقدار جو سى و پنج تا چهل درصد، سبوس گندم سى تا سى و پنج درصد، تفاله چغندر قند هشت تا ده درصد، كنجاله تخم پنهب پنج تا هفت درصد، نمك نيم درصد و سبوس برنج شش تا هشت درصد بايد باشد. به اين ماده‏ها مقدارى كربنات كلسيم يا دى‏كلسيم فسفات هم اضافه مى‏كنند.

 نكته‏هاى مهم در تغذيه مخلوط علوفه و كنسانتره

    براى گاوهاى شيرى روستايى كه توليد شير آنان به هفت تا هشت كيلوگرم مى‏رسد، لازم نيست كه از كنسانتره استفاده كنيد. با علوفه‏هاى مرغوب مى‏توان نياز غذايى اين دام‏ها را برطرف كرد. ولى براى گاوهايى كه در روز بيشتر از هشت كيلوگرم شير توليد مى‏كنند، بايد از كنسانتره استفاده كرد.

    براى اين گاوها در برابر هر يك كيلوگرم شير توليدى، نيم كيلوگرم كنسانتره دامى لازم است. براى مثال اگر گاوى چهارده كيلوگرم شير توليد مى‏كند، بايد روزانه هفت كيلوگرم كنسانتره به اضافه مقدار لازم علوفه تازه و مرغوب بخورد.

    تغيير جيره غذايى دام بايد با احتياط كم‏كم انجام شود. تا باعث كم‏شدن توليد نشود. اگر در غذاى دام از ضايعات استفاده مى‏شود بايد با توجه به نوع ماده افزودنى از مقدار كنسانتره كم كرد.

    علوفه‏هاى سبز، رطوبت زيادى دارند. به همين دليل دو تا سه برابر علوفه‏هاى خشك بايد مصرف شوند. اگر بتوان علوفه و كنسانتره را به طور كامل مخلوط كرد، خيلى مناسب است. اگر اين كار انجام نشد، سعى كنيد فاصله زمانى بين تغذيه با علوفه و كنسانتره خيلى كم باشد.  

 

    براى بيشترشدن مقدار توليدشيره مى‏توان تا حدودى از كنسانتره دامى استفاده كرد. مصرف زياد كنسانتره باعث كم‏شدن چربى شير مى‏شود. در اين حالت بايد از علوفه‏هاى مرغوب با رشته‏هاى بلند و كنجاله تخم پنبه استفاده كرد.

 دستور تهيه كسانتره براى گوساله‏هاى پروارى

    مقدار چهل تا چهل و پنج درصد جو، سى تا سى و پنج درصد سبوس، ده تا دوازده درصد تفاله چغندر، سه تا پنج درصد كنجاله تخم پنبه، هشت تا ده درصد سبوس برنج را با مقدارى كربنات كلسيم مخلوط كنيد. سپس در اختيار دام‏ها بگذاريد.

 فراهم‏كردن خوراك لازم براى دام‏هاى مختلف

    همه دامها براى توليد بايد انرژى و پروتئين كافى مصرف كنند. مقدار مصرف ماده‏هاى غذايى دام‏ها با هم فرق مى‏كند.

    الف - گاوهاى شيرده: اين گاوها به دليل توليد شير، خوراك‏هايى لازم دارند كه پروتئين زيادى داشته باشند. مخلوط علوفه‏هايى مانند يونجه خشك با كنسانتره دامى كه انرژى كافى داشته باشند، بسيار مناسب است.

    مقدار خوراك براى اين دام‏ها به نوع دام حك هبومى است يا دورگ و مقدار شير توليدى بستگى دارد. مقدار ماده غذايى خشك براى گاوى كه دوازه كيلوگرم در روز شير مى‏دهد و پانصد كيلوگرم وزن دارد، ده كيلوگرم است. دو كيلوگرم از اين مقدار بايد كنسانتره باشد.

    در ابتداى دوره شيروارى چون دام وزن زيادى را از دست داده و اشتهاى كمترى دارد، بايد از علوفه‏هاى مرغوب و كنسانتره خوب استفاده كرد. به علاوه از دادن علوفه‏هايى مانند كاه و سبوس برنج بايد خوددارى شود.

 ب - گاوهاى خشك آبستن

    در آخر دوره شيروارى يعنى سه ماه قبل از زايمان كم‏كم بايد از مقدار كنسانتره دامى و علوفه‏هاى مرغوب كم كرد. به جاى آن مى‏توان، خوراك‏هاى كم‏ارزش‏تر را در غذاى دام قرار داد. يعنى مى‏توان به طور كامل از علوفه استفاده كرد و ديگر به دام‏ها كنسانتره نداد. استفاده زياد از غذاى آردى در گاوهاى خشك باعث چاقى آنان مى‏شود. در نتيجه، سخت‏زايى و بيشترشدن هزينه‏ها را به دنبال دارد.

    دو هفته قبل از زايمان، كم كم مقدار كنسانتره در غذاى دام را اضافه كنيد. همچنين از علوفه‏هاى مرغوب مانند يونجه بايد در خوراك دام استفاده كرد.

    ج - گوساله ‏هاى پروارى

    سه ماهه اول دوره پروار: در اين دوره، استخوان‏ها و اندام گوساله‏ها رشد مى‏كند. بنابراين گوساله‏ها به خوراك‏هايى نياز دارند كه پروتئين زيادى داشته باشند. براى اين كار، علوفه‏هايى مانند يونجه و علف باغ مناسب هستند. به علاوه در مخلوط كنسانتره بايد از كنجاله تخم پنبه استفاده كرد. همچنين استفاده از كربنات كلسيم يا پودر آهك و خوراك‏هاى كلسيم‏دار ضرورى است.

    اضافه‏وزن روزانه در اين دوره، با هزينه كمتر و سرعت بيشتر انجام شود. بنابراين، پروار دام‏هاى جوان از نظر اقتصادى باصرفه‏تر است.

    سه ماهه دوم پروار: در اين دوره گوساله‏ها رشد ابتدايى خود را انجام داده‏اند. در نتيجه، استخوان‏ها و اندام‏ها رشد كمترى دارند. بنابراين، براى پروار و چاق‏شدن گوساله‏ها بايد از خوراك‏هاى پرانرژى و علوفه‏هايى كه تا حدودى مرغوب هستند، استفاده كرد.

    آرد جو، تفاله چغندر قند، ملاس، علف باغ و مقدارى يونجه و كاه براى اين دوره مناسب هستند. در اين دوره براى اضافه‏شدن وزن گوساله‏ها بايد هزينه بيشترى كرد. همچنين هفتاددرصد غذاى دام بايد از كنسانتره دامى كه مواد پرانرژى دارد، تشكيل شود.

 استفاده از ضايعات در تغذيه دام

 نان خشك

    خوراكى است كه از آرد گندم به دست مى‏آيد. اين خوراك براى دام‏هاى شيرى و پروارى مناسب است. براى استفاده از اين خوراك بايد بسيار دقت كرد. زيرا اگر نان خشك كپك زده باشد، باعث مسموم‏شدن دام‏ها مى‏شود. به علاوه در درازمدت در گاوهاى شيرى باعث ناراحتى‏هايى مى‏شود.

    چون نان‏هاى خشك به طور صحيح جمع‏آورى نمى‏شوند، ممكن است لابه‏لاى آنها چيزهايى مانند تيغ، سوزان و پلاستيك وجود داشته باشد. اگر اين چيزها خورده شوند، موجب ناراحتى‏هاى مختلف براى دام مى‏شوند.

    چيزهايى مانند ميخ يا سوزن به طور مسقيم وارد نگارى حيوان مى‏شوند، كم‏كم از  ديواره نگارى مى‏گذرند و به قلب مى‏رسند. در نتيجه باعث مرگ ناگهانى حيوان مى‏شوند. ماده‏هاى پلاستيكى نيز باعث بسته‏شدن روده‏هاى دام مى‏شوند.

 سبوس برنج

    نوع درجه يك آن دانه‏هاى برنج دارد و به شكل آردى است، اين نوع از سبوس براى دام‏ها مفيد است. اما نوع‏هاى ديگر كه زبره زيادى دارند، براى خوراك دام مفيد نيستند. از اين ماده در مخلوط كنسانتره براى گاو شيرى شش درصد و براى گاو پروارى نه درصد مى‏توان در نظر گرفت.

 ملاس

    اين خوراك، خاصيت انرژى زايى و مُلين بودن دارد. مى‏توان تا ده‏درصد از آن را در جيره غذايى روزانه در نظر گرفت. شروع تغذيه با اين خوراك بايد كم‏كم باشد. ملاس جايگزين خوبى براى غذاتى مانند جو و ذرت است.

    استفاده از ضايعات براى كم‏شدن قيمت جيره غذايى و استفاهد بهتر و بيشتر از محصولات فرعى كارخانه‏ها بسيار مناسب است. ولى مصرف بيشتر از اندازه و ناگهانى اين مواد باعث ناراحتى‏هاى شديد گوارشى براى دام مى‏شود. براى مثال، استفاده از چغندر خوراكى، خربزه، هندوانه و صيفى‏جات ديگر بايد كم‏كم شروع شود. يعنى از روزى دويست گرم شروع شود در پايان هم كم‏كم قطع شود.

 روش غنى‏سازى كاه

    به دليل استفاده زياد كاه در تغذيه دام، غنى‏سازى اين علوفه اهميت زيادى دارد. براى غنى‏سازى كاه، ابتدا آب و مقدار مشخصى اوره را با هم مخلوط مى‏كنند. اگر ملاس هم وجود داشته باشد، مقدار مشخى از ملاس هم با آن مخلوط مى‏كنند. وقتى اوره و ملاس در آب به خوبى حل شد، آن را بر روى توده كاه مى‏پاشند و كاه را به هم مى‏زنند. سپس آب را در داخل سيلوى سيمانى مى‏ريزند و فشرده مى‏كنند. با اين كار هواى داخل سيلو خارج مى‏شود. سپس اب استفاده از پلاستيك روى آن را مى‏پوشانند. اين كاه به مدت بيست و پنج روز به همين صورت باقى مى‏ماند و سپس مصرف مى‏شود.

 مقدار ماده‏هاى لازم براى غنى‏سازى كاه

 لاس 4 تا 10 كيلوگرم

 كاه 100 كيلوگرم

 آب 50 تا 80 ليتر

 اوره 4 كيلوگرم

  فايده‏هاى غنى‏سازى كاه

 1- پانزده درصد به ارزش غذايى كاه اضافه مى‏شود.

 2- پروتئين كاه بيشتر مى‏شود.

 3- كاه خوش خوراك مى‏شود.

 4- اگر در غنى‏سازى كاه از ملاس هم استفاده شود، انرژى آن بيشتر مى‏شود.

  نكته‏هاى مهم در تغذيه دام

    1- براى جلوگرى از نفخ دام بايد كاه غنى‏شده را همراه با علوفه‏هاى خشك ديگر استفاده كرد. مقدار كاه  غنى‏شده را براى گوسفند از دويست گرم و براى گاو از سيصد گرم در روز شروع مى‏كنند. كم‏كم اين مقدار را بيشترى مى‏كنند.

    2- سبوس به تنهايى، خوراك كنسانتره به حساب نمى‏آيد. از دادن مقدار زياد اين خوراك به دام خوددارى كنيد. زيرا باعث كم‏شدن چربى شير مى‏شود.

    3- آرد گندم براى تغذيه نشخواركنندگان مناسب نيست. چون پروتئين موجود در گندم باعث نفخ در گاو مى‏شود. همچنين حركت شكمبه را كم مى‏كند و باعث ناراحتى‏هاى گوارشى در دام مى‏شود 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 15:22  توسط علیرضا رسفنجانی  | 

رفتارشناسی

رفتارهای دیگری مانند تاب دادن زبان از یک طرف به طرف دیگر دهان یا لوله کردن زبان به داخل دهان نیز تشخیص داده شده اند معمولا در یک جمعیت با احتمال زیاد ابتلا،مانند گوساله هایی که به صورت مصنوعی شیر می خورند و علوفه نا کافی در یافت می کنند،چرخاندن زبان ممکن است در 10تا 30%حیوانات بروز کند و انها 2تا5%وقتشان را به این کار اختصاص خواهند داد .این رفتار ممکن است شکلی باز سازی  شده از  رفتار گرفتن علف باشد زیرا در علفخوارانی که بجای گرفتن علف انرا گاز می زنند و علف را مانند گاو جدا می کنند دیده نمی شوند.

همانطور که در مورد رفتار پرت کردن خوراک که ممکن است به عنوان حالت بازسازی شده رفتار چیدن علوفه باشد توضیح داده شد،گرفتن علوفه معمولا به صورت طبیعی 30000تا 40000بار در روز توسط گاوهای در حال چرا انجام می شود به علاوه گاوهای در حال چرا معمولا در حین چرا راه می روند در حالی که گاوهای داخل جایگاه از امکان انجام این کار باز داشته شده اند .

همچنین گاوهای داخل جایگاه زمان زیادی را صرف دستکاری واماده سازی خوراک نمی کنند وگاوهایی که مصرف علوفه ی محدودی دارند رفتار غیر عادی دهانی را بیشتر نشان می دهند .

بنابراین عقیده بر این است که بازی با زبان نتیجه ناکامی طولانی مدت ایجادشده،توسط جلوگیری از مکیدن و تغذیه ویک محیط کسل کننده است.

تجربیات قبلی نقش مهمی در میزان رفتارهای غیر عادی بازی می کنند،زیرا این رفتارها وقتی گاوها بعد از چرای تابستانه در یک جایگاه بسته می شوند ،درست قبل از اینکه به چراگاه برگردانده شوند،معمولتر است.رفتارهای غیر عادی وقتی گاوها در چراگاه هستند انجام نمی شود و هرگز در حیوانات وحشی دیده نشده است.اکثر رفتارها در جایگاه های متراکم مربوط به رفتارهای جستجوی خوراک هستند که نشانه ناکافی بودن محرک های خوراک دادن هستند.یکی از اثرات ان ممکن است کاهش گرسنگی انگیزشی باشد.

یکی از محققین مشاهده کرد گاوها بلافاصله بعد از رفتارهای غیر عادی وقت بیشتری را نسبت به قبل از ان صرف رفتارهای اجتماعی می کنند. به علاوه گاوهای پر تولید رفتارهای غیر عادی بیشتری نسبت به گاوهای کم تولید نشان می دهند،که ممکن است دلیل ان کمبود انرژی بیشتر در گاوهای پرتولید باشد. معمولا چرخاندن زبان و گاز گرفتن غیر عادی وسایل دو تا چهار ساعت بعد از تغذیه انجام می شود.

مکیدن غیر تغذیه ای در گوساله هایی معمول است که شیر را بجای اینکه از پستانک دریافت کنند از سطل   خورده اند و انگیزه مکیدن در انها سرکوب شده است. در حال حاضر بسیاری از سیستم های مدرن این نیاز را  می شناسند و شیر را به وسیله ی یک پستانک می دهند حتی اگر پستانک فقط در سطل شناور باشد. درغیر اینصورت انگیزه مکیدن ممکن است با مکیدن میله های اغل،دسته سطل یا هر برجستگی مناسب دیگری ارضا شود

انگیزه مکیدن گوساله ها را به مکیدن یکدیگر از طریق دهان،یا مکیدن گوشها وناف تحریک می کنند. این می تواند منجر به انتقال بیماری شود ومی توانند تا دوران بلوغ به شکل گاوهایی که سر پستان های یکدیگر را می مکند (وپاداش تغذیه ای در یافت می کنند)یا مکیدن غلفه ونوشیدن ادرار در نرها باقی می ماند. اهمیت انگیزه ی مکیدن توسط محققین ثابت شده است که نشان دادند،فراهم کردن یک سر پستانک مصنوعی برای برای گوساله هایی که با سطل شیر می نوشند تا حدی انگیزه انها را که مخصوصا در زمان تغذیه شدید ارضا می کند.

یکی از کارکردهای رفتاری غیر عادی کاهش استانه تحریک وتسکین جوان به منظور تطبیق است بایک الگوی محیطی خاص است.خواب الودگی در گاوها در طی دوره های طولانی نشخوار معمول است واین ممکن است یکی از علل کمتر بودن رفتارهای غیر عادی در حیوانات نشخوار کننده در محیط فشرده نسبت به دیگر حیوانات اسیر و رنجیر شده در محیط های فشرده باشد .

رفتارهای غیر عادی در جایی بیشترین احتمال وقوع را دارند که علاوه بر وجود تجربهی حالات غیر عادی رفتاری ،یک عامل محرک خاص نیز وجود داشته باشد .یک محرک معمول ،فقدان غذای فیبری است که دلیل جویدن ظاهری در گوساله های شیر پروار و چرخاندن زبان در       نر هاست .کافی نبودن اب ممکن است اغازگر مکیدن غلفه ونوشیدن ادرار در نرها ونوشیدن شیر در ماده ها باشد .

در چنین مواردی این رفتارهای غیر عادی ممکن است در اکثریت حیوانات توسعه یابد و ممکن است چندین ساعت در هر روز را در بر گیرد .

اینگونه رفتارهای غیر عادی در کمک به حیوانات برای سازگاری بایک محیط نا مساعد مفید است،غیر قابل انکار است گاوهایی که رفتارهای غیر عادی رادر زمان افسار شدن بروز می دهند افزایش کرتیزول خونشان در پاسخ به یک محرک استرس زا در مقایسه با انهایی که این رفتارها را انجام نمی دهند کمتر است . همچنین این حیوانات رفتار کنجکاوانه بیشتری در ازمایش های مزرعه ای نشان می دهند بنابراین به نظر می رسد انها این رفتارها را به عنوان یک مکانیسم سازگاری انجام می دهند. حیواناتی که انجام این رفتارها را یاد نگرفته اند، مکررا دچار بیماری کلنیکی مانند ابسه می شوند .از این دیدگاه رفتار غیر عادی را باید نشانه ای از محیط نا مساعد تلقی کرد نه الزاما یک مشکل رفتاری. این الزاما به معنای لزوم تغییر همه سیستم های پرورشی که در انها رفتارهای غیر عادی بروز می یابد نیست . انسانها نیزبه میزان زیادی رفتارهای غیر عادی رادر محیط هایی که موافق نیازهایشان نیست بروز می دهند وانها شاید می بایست برای تغییر محیط نامساعد ارجحیت داشته باشد . با این وجود، هر جا که شاخص های رفتارهای غیر عادی گسترش داشته باشد وقسمت قابل توجهی از روز رابه خود اختصاص دهد، می تواند نشان دهنده ی این باشد که حیوان مجبور به صرف تلاش قابل توجهی در سازگاری با محیطش می باشد . دستکاری محیط می تواند بازده تولیدی و نیز رفاه حیوانات را بهبود بخشد

رفتارهای غیرعادی با افزایش سن تمایل به افزایش دارند و این نشان می دهد این رفتارها آموختنی هستند نه ذاتی. احتمالا مرتبط با محرکهای حسی و شاید یک عدم حساسیت رو به افزایش سیستم های عصبی در امر تحریک مکرر آن باشد . فعال شدن سیستم عصبی با استفاده از محرکهای روانی مانند آپومورفین اثبات شده است. این محرکها ناقلین عصبی را در مغز بلوکه کرده باعث انجام رفتارهای غیر عادی می شوند. در گاوهای استرس زده مخصوصا آنهایی که از جا یا غذای ناکافی رنج می برند احتمال دارد که آزاد شدن محرکهای مغزی باعث بی حسی یا افزایش آستانه درد شود. این حالت فقدان هوشیاری را جبران و به حیوان در سازگاری با محیط کمک می کند.

رفتارهای زیان آور

رفتارهایی که باعث آسیب به حیوانات دیگر می شوند اغلب در جایی معمول هستند که حیوانات به صورت گروهی در یک محیط نامناسب نگهداری می شوند. گاوهای نر در یک جایگاه با کف نرده ای مثالی برای این حالت هستند و رفتارهای زیان آور مثل پرش بیش از حد و مکیدن غلفه را بروز می دهند.

مشکل دیگر در گروههای گاوهای نر روی کف های نرده ای نکروز سر دو است که به هین دلیل در برخی مزارع بصورت روتین گاوها را قطع دم می کنند.

در اثر آسیب دم به دنبال لگد مال شدن آن توسط گاوهای دیگر خسارات بافتی ایجاد می شود و وقوع آن ارتباط نزدیکی با تراکم نگهداری دارد. انواع مختلفی از میکروارگانیسم ها م آسیب دیده را عفونی می کنند و در صورت عدم درمان عوارض بعدی حتی می تواند منجر به مرگ حیوان شود. نکروز سر دم تنها در دماهای بالاc 180 اتفاق می افتد. علت آن مشخص نیست و ممکن است مرتبط با خوابیدن به پهلو در دماهای بالا باشد که دم را در معرض لگدمال شدن قرار می دهد. همچنین مشخص نیست که چرا این مشکل تنها در گاوهای نر بروز می یابد زیرا هرگز در تلیسه ها مشاهده نشده است.

گاوها ممکن است ندانسته رفتارهایی را انجام دهند که به خودشان صدمه بزند. مثل خود تیماری بیش از حد در گوساله های که از آغلهای انفرادی نگهداری می شوند که می تواند منجر به تشکیل گلوله مویی در معده شود. تخریب پوست پستان و تیت ها توسط خود گاو در اثر لیسیدن بیش از حد در گوسالگی در گاوهای شکم اول گزارش شده است. شیوع 4/0 درصدی آن در تقریبا 10000 حیوان ممکن است تحت تاثیر ژنتیکی باشد. اکثر این گاوها باید حذف شوند. رفتارهای غیرطبیعی در طی استرس اغلب شامل فعالیتهای آرایشی اضافی در صورتی که گاو در آغل انفرادی نگهداری شود خود تیماری و در صورتی که به صورت گروهی نگهداری شود دیگر تیماری است. استفاده از افسار که جلوی انجام این رفتار ضد استرس مهم را می گیرد اکنون از نظر رفاهی غیرقابل قبول در نظر گرفته می شود. مراحل عادت پذیری به افسار زدن شامل تلاشهای اولیه برای فرار است که پذیرش ناچار آن بی تحرکی افراطی و سپس بروز رفتارهای غیرعادی را در پی دارد و این رفتارها در ابتدا متوجه محیط هستند اما به تدریج با گذشت زمان توجه به خود جای آن را می گیرد.

رفتارهای بازسازی شده

هر جا انگیزه نیاز رفتاری بطور خاص شدید است و به وسیله کمبودهای محیطی سرکوب شده است حیوانات سعی در جهت دهی انگیزه برای انجام رفتارهای مشابه می کنند. این حالت به ویژه در خوردن معمول است. یک جیره غیرعادی اغلب باعث تسریع رفتارهای غیرعادی دهانی خواهد شد و کمبودهای فیبر فسفر و سدیم باعث ایجاد اشتها برای مواد مغذی خواهد شد. این اشتها ممکن است بوسیله اجسام خوراکی غیرطبیعی مانند چوب برای فیبر استخوان برای فسفر و ادرار برای سدیم ارضا شود. گاوهایی که دچار کمبود سدیم هستند اعپغلب با میکدن غلاف پنیس باعث تحریک ادرار کردن می شوند. اگر چه جابجایی شامل دویدن جفتک زدن چهارنعل رفتن و حرکات دیگر مانند لگد زدن و پرش در گوساله هایی که در چراگاه آزادند معمول است استفاده از رفتارهای بازسازی شده محدودی برای غلبه با محدودیت فعالیت در گوساله هایی که در آغل نگهداری می شوند وجود دارد. در گاوهای مقید شده رفتارهایی مانند پیچ خوردن قدم زدن و جنبیدن از یک پا به پای دیگر استفاده می شود اما در گوساله ها این رفتارها به صورت معمول مشاهده نمی شود.

احتمالا این رفتارها در دوره کوتاه نگهداری گوساله های شیری در آغل فرصتی برای توسعه ندارند و در گوساله های شیرپروار کمبودهای دیگر مانند فیبر باعث غالب بودن رفتارهای دهانی بازسازی شده دهانی مخصوصا خود نیماری و لیسیدن اشیاء موجود در آغلشان می شود.

قرارداد اهلی شدن

انسانها با نگهداری گاوهای اهلی در شرایط محدود شده آزادی آنها را جهت انجام رفتارهای دلخواه کاهش می دهند. اگر ما از یک طرف آزادی تحرک آزادی جفتگیری طبیعی و آزادی غذا خوردن بصورت طبیعی را از آنها سلب کنیم باید آن را با فراهم کردن خوراک کافی با ترکیبات مناسب دادن آزادیبرای برقراری ارتباط با دامها مشابه و محافظت از شکار شدن جبران کنیم. این اساس تشکیل یک قرارداد برای اهلی شدن است که احترام ما به گونه های تحت مراقبتمان را نشان می دهد.

این احترام در جوامع بسیار ابتدایی یک اصل اساسی بوده و هنوز در بسیاری از جوامع مدرن نیز چنین است. در بسیاری از تمدنهای کهن به دلیل وابستگی انسانها به گاوها به عنوان تولید کننده اصلی شیر و گوشت این احترام تا تقدیس گاوها پیش رفته است. به هر حال هم اکنون در جهان بسیاری از مردم از گاوهایی که برای آنها غذا تهیه می کنند دور هستند و ممکن است به دلیل بی خبری و یا سودجویی سیستم های تولید صنعتی را بپذیرند که محصولات را به قیمت از دست رفتن رفاه حیوانی که در این سیستم ها نگهداری می شوند ارزانتر تولید می کند. اگر گاوداران کشاورزان و محققان درک بهتری از نیازهای رفتاری گاوها داشتند می توانست منجر به نگهداری آنها در شرایطی شود که واقعا بتوانیم بگوییم از امکانات و سبک زندگی همسطح حالت وحشی برخوردار هستند. باید هر جامعه پیشرفته ای خود تعیین کند که آیا این اتفاق می افتد یا خیر. وقتی این توجه به کیفیت زندگی گاوها در میان سیستم های کشاورزی ما جا افتاد درک جزئیات بیشتر رابطه بین انسانها و گاوها اجتناب ناپذیر است. انسان از نظر گاو می تواند یک شبه شکارچی محسوب شود یا یک محافظ و سرپرست و اطلاعات بیشتری مورد نیاز است تا اثر حضور انسان یا یک محافظ و سرپرست و اطلاعات بیشتری مورد نیاز است تا اثر حضور انسان در مزارع برروی گاوها به عنوان عامل موثر بر رفاه آنها در نظر گرفته شود .

تشخیص افراد

گاوها می توانند افراد را تشخیص دهند. شرطی سازی غیرفعال نشان داد که گاوها در بسیاری شرایط می توانند افراد را تشخیص دهند و صورت قد و نوع لباس پوشیدن مهمترین کلیدهای تشخیصی گاوها هستند. به هر حال این کلیدها باید در زمینه اصلی خود باشند تا بتوانند موثر واقع شوند. گاوها صورتهای بدون تنه را نمی توانند به سادگی تشخیص دهند. به نظر می رسد که رنگ لباس مهم باشد و گاوها مخصوصا رنگهای دارای طول موج بلند را به راحتی تشخیص می دهند. در مورد استفاده گاوها از کلیدهای دیگر مانند بو و صدا در تشخیص افراد اطلاعات کمی موجود است اما توانائیهای آنها در درک این محرکها احتمالا برای تشخیص افراد از فاصله دورتر کافی است. مطالعات تجربی نشان داد که وقتی گاوها توسط یک کارگر ناشناس دوشیده شوند یا وقتی شخصی آنجا باشد که قبلا با آنها بدرفتاری کرده است سرعت ضربان قلب افزایش می یابد. بنابراین احتمال آنکه گاوها این اشخاص را تشخیص داده باشند زیاد است.

ارتباط بین گاوها و انسانها

اگر گروههای خانوادگی گاوها از هم پاشیده شود به دلیل اینکه حیواناتی اجتماعی هستند به دنبال حیوانات دیگری برای برقراری ارتباط خواهند بود. انسان می تواند به عنوان ایفا کننده نقش غالبترین حیوان مادر فرزند خوانده یا رهبر در نظر گرفته شود. در حادترین شرایط گاوهایی که توسط گاوداری های سنتی نگهداری می شوند مثلا در آفریقا در طول روز توسط کودکان و در شب توسط بزرگ سالان مراقبت می شوند که هر دو نقش غالبیت را کسب کرده اند. تماس دائمی با انسان کنترل آنها را آسان می کند زیرا گاوها یاد می گیرند که از انسانها به عنوان رهرشان پیروی کنند. رفتار مسئولانه انسان به عنوان حیوان برتر باعث ثبات در گله می شود و شواهد حاکی از این است که گاوها به افرادی بهتر جواب می دهند که در برخورد با آنها مطمئن تر و سازگارتر باشد. گاوها به ارتباط منظم با گاودار مخصوصا در دوره های استرس مانند گوساله زایی نیز عکس العمل نشان می دهند. این ارتباط ممکن است به شکل لمس حیوانات نوازش آنها دست کشیدن روی بدن حیوانات یا خاراندن آنها به ویژه در اطراف ناحیه سر باشد. این حالت تقلیدی از تیمار توسط همنوعانشان است و باعث تحکیم پیوند با انسانها می شود. این ارتباط در مورد یک گاودار خوب که در هنگام کار کردن با گاو بطور منظم با او حرف می زند و به او نگاه می کند ممکن است زبانی و دیاری باشد. اهمیت علائم بویایی گاودار برای گاوها به خوبی درک نشده است اما قبل از اینکه هر نوع ارتباط دیگری ایجاد شود می توان گاو را قادر به تشخیص روحیه گاودار کند.

قسمت اعظم ارتباط موثر ین گاودار و گاو باید برای تقویت رابطه بین آنها باشد. برای راضی کردن گاوها رفتار محکم و مطمئن برای القای حالت غالبیت به همراه ایفای نقش مراقبت کننده به جای سردسته لازم است.

خوی انسانها و گاوها

گاوها قادر به شناسایی و پاسخ به تفاوتهای خلق و خوی انسانها هستند و این می تواند برعکس العمل آنها در حین جابجا کردن موثر باشد. عمده ارتباطات بین گله دار و گاوها را تعیین کرده اند : ارتباط دست و بازو (لمسی) ارتباط زبانی و صوتی و ارتباط حسی (بویایی و حواس دیگر). ارتباطات ممکن است مطبوع باشند (نوازش کردن خاراندن و غیره ) یا خشونت آمیز باشد (ضربه زدن و غیره) و با درجات مختلف اطمینان توسط گاودار انجام شود. به هر حال حتی اعمال غیرمطبوع اگر یک محیط یکنواخت را از کسالت خارج کند می تواند مفید باشد. ارتباط مطبوع گاودار با گاو مطلوب است و می تواند منجر به کاهش استرس و سفیدتر شدن گوشت در گوساله های شیرپروار شود. اما کمی حساب بردن یا ترس از گاودار نیط برای سهولت کنترل آنها و منصرف کردن گاو از تلاش برای اعمال زور به انسان لازم است. ارتباط کمتر گوساله های پرورش یافته بصورت گروهی با انسان کنترل آنها را سخت تر از گوساله های پرورش یافته بصورت انفرادی می سازد اما این مشکل با افزایش میزان ارتباط قابل رفع است. توانایی ارزیابی خوی حیوانات برای گاودار مهم است تا بتواند واکنشهای رفتاری آنها را در رام کردن شیردوشی و غیره پیش بینی کند و بر طبق آن رفتارش را تغییر دهد.

ترس گاوها از انسان

به احتمال زیاد ترس از انسان در نتیجه تجربیات گاوها از برخوردهایشان با انسانها ایجاد می شود هر چند شواهدی از ذاتی بودن این ترس نیز موجود است. گاوهای فرال و گاوهای وحشی گاور در آسیای جنوب شرقی تنها از ببرها و انسانها می ترسند با وجود اینکه تماس نزدیکی کمی با انسانها دارند. بین نیازهای انسان و گاو همزیستی وجود دارد. لذا برخوردهای مثبت منظم به ارتباط متقابل احترام آمیز منجر می شود.

گاودار نقش مهمی در شکل گیری خلق و خوی گاوهای تحت نظرش دارد و کنترل بیش از اندازه در 9 ماه اول زندگی فاصله گریز ماده گوساله ها را کاهش می دهد. این تنها واکنش به شخص نیست که رفتار حیوان را شکل می دهد و ارتباط با حیوانات دیگر نیز در این رابطه دخیل است. میزان پذیرش اثرات شکل دهی رفتار با سن کاهش می یابد بنابراین نحوه ارتباطات با گوساله در تعیین رفتار در دوره بلوغ آن اهمیت ویژه ای دارد. برخورد منظم بین گوساله ها و انسانها شدت واکنش منفی به کنترلهای بعدی و فراوانی بیماریهای مرتبط با استرس مانند زخمهای شیردان را کاهش می دهد.

یک نشانه مهم استرس فراوانی دفع مدفوع و غلظت آن است. فراوانی دفع مدفوع در گاوهایی که به شدت مضطرب باشند افزایش یافته و مدفوع آنها آبکی تر است. امکان اثر بر رفتار گاوهای شیرده از طریق برقراری ارتباط مثبت با آنا از اولین زایش برای گاودار وجود دارد. معمولا اکثر برخوردها با گاوهای مسنتر از نوع ارتباطات خنثی یا منفی است مثلا یک نمونه از ارتباطات منفی کارهایی مثل تزریقات زایش است که با درد همراه می باشد. جابجا کردن حیوانات وارد کردن ابزترهای داخل رحمی و توزین که همگی باعث برهم خوردن ساختارهای نرمال اجتماعی می شود حیوانات را وادار به برخوردهای نزدیک غیرعادی با یکدیگر و انسانها می کند و خطر آسیب های فیزیکی را در حیواناتی که در مسابقات محلهای تجمع و در حال عبور از درها و غیره هستند افزایش می دهد. گاوهای جوان ممکن است حضور انسان را به معنی خوراک دادن تلقی کنند مخصوصا گوساله هایی که با پستانک تغذیه می شوند اما اینکه آیا موضوع در مورد گاوهایی که به وسیله تراکتور یا واگن تغذیه می شوند نیز صادق باشد مورد تردید است. گاوهای شیری یک شکم زا وقتی که به بقیه می پیوندند مشکلات خاصی را برای گاودار ایجاد می کنند مخصوصا برای عادت به ماشین شیردوشی اغلب مشکل دارند دامداران متوجه شده اند که برخورد منفی ممکن است شیردوشی از گاو را با مشکل مواجه کند. ارتباط مثبت متقابل بین گاوهای باردار یک شکم زا می تواند باعث کاهش رفتار تشنج زای آنها در سالن شده و سرعت جریان شیردر شیردوشی بعدی را افزایش دهد. همچنین خودداری از آزادسازی شیر به دلیل استرس در سالن شیردوشی نیز کاهش می یابد.

نتیجه گیری

انواع روابط متقابل هر حیوان اهلی با انسانهایی که از آنها نگهداری می کنند برای رفاه آنها مهم است. این مورد مخصوصا در مورد گاوها صحت دارد زیرا تماس نزدیک انسان با تک تک گاوها معمول است. رفتار گاوها براحتی در برخوردهای اولیه با انسانها شکل می گیرد و ممکن است اثرات طولانی مدت بر خلق و خوی آنها و برخوردهایشان با انسانها داشته باشد.

استفاده از گاوها برای ورزش اثرات بسیار منفی بر رفاه آنها دارد اگر چه برای مدت کوتاهی از زندگیشان متحمل این استرس می شوند . مشاهده گسترده رفتار بی رحمانه با گاوها در تلویزیون ممکن است اثرات زیان آور رفتار انسانها مخصوصا پذیرش ظلم بر حیوانات توسط انسانها داشته باشد.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 22:29  توسط علیرضا رسفنجانی  | 

نکات مهم برای مدیریت گاوهای نزدیک زایمان

گاوها هرچه به زمان زایمان و آغاز دوره  شیر دهی جدید نزدیک تر می شوند ٬ دچار تنش یااسترس بیشتری می شوند . در خلال این دوره ی انتقال ٬ بسیاری تغییرات بیولوژیکی جهت مراحل مختلف زایمان و شروع شیر دهی رخ میدهد و البته تغییرات عمده تری در روش مدیریت این دوره نیز انجام می شود که مزید بر استرس های بیولوژیکی می باشد .

همانگونه که همگان قبول دارند ٬ دوره ی انتقال دوره ی بسیار حساس در جهت پیشگیری از مجموعه مشکلات دام می باشد . با وجود تلاش بسیار حساس در جهت پیشگیری از مجموعه مشکلات دام می باشد . با وجود تلاش بسیار متخصصین عملی تغذیه ی گاو و محققین دانشگاهی ٬ مشکلات اوایل دوره ی شیر دهی همچنان وجود دارد . یک توصیه عملی بسیار معمول این که دریافت مواد غذایی توسط دام را قبل از زایمان باید تحت نظر گرفت . دریافت غذا به ویژه در هفته ی آخر قبل از زایمان یک مسئله طبیعی است .

سه هفته قبل از زایمان دریافت ماده ی خشک گاو وتلیسه ی شکم اول حدود 1.9 و1.7درصد وزن بدن آن می باشد ولی تفاوت های عمده ای از یک گله تا گله دیگر از نظر در یافت ماده ی خشک دیده شده است . متاسفانه زمانی که نیاز گاو به مواد غذایی جهت رشد جنین و آماده شدن سیستم پستانی برای دوره ی  شیر دهی بعدی افزایش می یابد ٬اشتهای گاو کاهش پیدا می کند . به همین علت توصیه ی افزایش دادن دریافت ماده ی خشک (مواد غذایی) به نظر منطقی می آید.

حدود 10 سال قبل تحقیقی انجام شده که در آن گاوهایی که به طور طبیعی قبل از زایش ٬ کاهش دریافت غذایی داشتند با گاوهایی که به طور دستی تغذیه ی اجباری شدند (به صورتی که دریافت ماده ی خشک آنها کاهش نیافت ) مقایسه گردیدند ٬ گاوهایی که به طور اجباری تغذیه شده اند ٬ تمام پس مانده ی آخور آنها به صورت دستی وارد شکمبه آنها شد (از طریق فیستول بادریچه ی تعبیه شده ). در مقایسه گاوهائی که تغذیه اجباری داشتند و دریافت ماده خشک  آنها کاهش نداشت ٬وضعیت آنها پس از زایمان بهتر از گروه شاهد بود . چربی کمتری در کبد و کتون کمتری در خون داشتند و آنها شیر بیشتر و با درصد چربی بالاتری تولید کردند . برداشت منطقی از این تحقیق افزایش مقدار در یافت ماده ی خشک در قبل از زایمان بود .

 شواهد قوی وجود دارد که احتمال برداشت دیگری از نتایج تحقیق فوق را تقویت می کند . تحقیقاتی در دانشگاه ایلینویز و اخیراً در دانشگاه فلوریدا انجام گردیده که نتیجه گیری جدیدی را عرضه می کند و آن این محدودیت تغذیه در دوره ی انتقال (دوره ی خشکی ) به خوبی تغذیه اجباری یا تغذیه آزاد پاسخ داده است . تحقیق دانشگاه ایلینویز نشان داد که چربی کبد گاوهای تغذیه شده با روش محدودیت ٬ کمتر بوده و پس از زایمان دریافت ماده ی خشک آن ها بالاتر رفته است .

جهت دستیابی به پاسخ واقعی ٬ نیاز به بررسی مجدد نتایج مطالعه ی تغذیه اجباری و تحقیقات انجام شده در دانشگاه های ایلینویز و فلوریدا داشتیم .

پس از بررسی نتایج تحقیق قبلی خود که در آن گاوها به روشی تغذیه شده بودند که موجب تفاوت فاحشی در دریافت ماده خشک گاوهای خشک نزدیک زایش گردید به این نتیجه رسیدیم  که نتایج تحقیق ما هیچ گونه رابطه ای میان میانگین دریافت ماده ی خشک 3 هفته ی آخر آبستنی و مقدار چربی جمع شده در کبد پس از زایمان را نشان نداد ولی رابطه معنی داری را بین کاهش دریافت غذا در سه هفته آخر آبستنی و مقدار چربی جمع شده در کبد پس از زایمان  گاوها را نشان داد . بدین معنی که هر چه دریافت غذا کاهش بیشتری داشت جمع شدن چربی در کبد بیشتر بود . در تحقیق اولیه ی ما تغذیه ی اجباری به ما این امکان را داد که دریافت غذا را به حداکثر برسانیم وهمچنین در جهت پیشگیری از کاهش دریافت مواد غذایی در قبل از زایمان کمک زیادی کرد و اکنون با پدیده های نوین توصیه می گردد بالا بردن دریافت غذا به سمت حداکثر ٬ جهت سلامتی و تولید خوب گاو پس از زایمان ضروری نیست . شاید بهتر باشد در دوره ی قبل از زایمان سعی و تلاش در جهت دریافت مواد غذایی شود تا بالا بردن دریافت مواد غذایی .

در یافت بالاتر ماده ی خشک زیان آور نیست و نباید علیه این کار تبلیغ گردد ولی اگر گاوها نتوانند مقدار دریافت ماده ی خشک را در خلال دوره ی زایمان ادامه دهند در معرض خطر بیشتری قرا ر خواهند گرفت . پر واضح است که امکان نگهداری اشتهای کل گاوها وجود ندارد و متاسفانه تحقیقات کافی در این خصوص وجود ندارد تا بتوان استراتژی مناسبی را در جهت جلوگیری از کم شدن دریافت ماده ی خشک ارایه نمود . تنها توصیه های منطقی را می توان قبول کرد و بکار برد . در دوره ی قبل از زایش یا دوره  خشکی نزدیک زایمان به طور طبیعی گاو غذای کمتر می خورد بنابر این پیشگیری از هر مسئله ای که باعث کاهش بیشتر دریافت غذا گردد٬بسیار مهم و حیاتی است .

مهم ترین نکات جهت یادآوری :

·جایگاه گاوهای نزدیک زایمان را متراکم نکنید . این مشکل معمول گاوداری هاست به ویژه گاوداریهای توسعه  یافته و در تهیه ی جایگاه مناسب جهت گاوهای در حال انتقال موفق نشده اند . تراکم جمعیت در جایگاههای با Free-stall 90% تعداد جایگاه آزاد انفرادی است . در جایگاه های بدون free-stall و باز حدود 30 متر مربع (مسقف و آزاد )برای هر گاو باید در نظر گرفته شود .

·از جابه جایی بیش از حد پیشگیری کنید . محیط های جدید و گروه جدید گاو ایجاد تنش می کند . داشتن گروه های متعدد لزوماً یک حسن نیست . به ویژه از جابه جایی گاو وتلیسه قبل از زایش باید اجتناب شود .

.گاو و تلیسه را در صورت امکان جدا از هم نگهدارید . با این که حساسیت تلیسه نسبت به گاو در برابر مشکلات کم تر است ولی اگر در محل غذاو آخور قادر به رقابت با گاو نباشد با جدا سازی آنها این مسئله ایجاد مشکل نخواهد کرد .

·از تغییر شدید جیره ی غذایی اجتناب گردد . به خصوص از افزودن ناگهانی مواد غذایی که خوش خوراک نیستند از قبیل (پودر خون٬ چربی) جلوگیری شود . دوره ی انتقال زمان خوبی جهت تغذیه دام با علوفه ی خراب یا کپک زده نیست .

·از غذای کاملاً مخلوط جهت تغذیه ی گاوهای نزدیک زایش استفاده گردد تا قابل جدا سازی و و انتخاب گاو نباشد . بدین وسیله از مصرف نشاسته و کنسانتره بیش از حد جلوگیری خواهد شد و حتی مواد غذایی غیر خوش خوراک را به این روش می توان به گاو خوراند .

·از تنش گرمایی جلوگیری کنید . به طور معمول به گاوهای شیری از این نظر رسیدگی می شود و نباید گاوهای نزدیک زایمان را فراموش کنید .

. آب تازه و به مقدار کافی در اختیار گاوها قرار دهید . روش تغذیه محدود کننده ی مقدار غذا یک امتیاز است به خصوص برای گاودارا نی که نمی توانند مقدار بالای دریافت غذا در گروه گاوهای نزدیک زایمان را انجام دهند و یا گاودارانی که ترجیح میدهند به طور اجبار دریافت ماده غذایی را بالا ببرند . با محدود نگه داشتن در یافت غذا ٬ احتمال کاهش شدید اشتها و دریافت ماده ی خشک در نزدیک زایمان افزایش می یابد . از نقطه نظر علمی کاربردی محدود کردن در یافت غذا بسیار ساده و قابل انجام است و تنها با افزایش فیبر انجام می شو د . تعداد زیادی مطالعه و تحقیق نشان داده اند که دریافت غذا توسط گاو نزدیک زا Close-up ارتباط زیادی به مقدار فیبر جیره دارد . برای موفق شدن در محدود کردن غذای دریافتی باید غذا را در آخور ها با گردن گیر و یا در Stanchion انجام داد . در صورتی که تغذیه به طو ر گروهی انجام شود٬ رقابت موجب خواهد شد که تعدادی گاو غذای بسیار محدودی در یافت کنند و تعدادی دیگر به طور غیر محدود غذا بخورند . متاسفانه به اندازه کافی مطالعه و تحقیق در این رابطه که سطح فیبر جیره و مقدار جیره ی گاو های نزدیک زا چقدر باشد تا با کمترین استرس و  به آرامی دوره ی انتقال توسط گاو طی شود ٬ انجام نشده ولی به هر حال مدارک کافی وجود دارد که اشاره به تغذیه ی جیره با انرژی بالا (برای گاو close-up  (Mcal/nei/b/dm 0/72-0/70 ٬ (34-40 درصد کربوهیدرات غیر فیبری NFC و حداقل 32/0 NFC )که البته این توصیه صد درصد و تضمین علیه حل مشکلات پس از زایش نیست. پیدا کردن راه و روش صحیح برای گله ی شما همیشه ساده نمی باشد ولی اجازه ندهید که چند مشکل کوچک سد راه شما جهت رسیدن به پاسخ صحیح شود .

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 17:17  توسط علیرضا رسفنجانی  | 

بهبود باروری گاو با استفاده از اسیدهای چرب ضروری

در طول سالهای اخیر بحث و تحقیق در رابطه با افزودن اسیدهای چرب غیر اشباع به جیره گاوهای شیری به منظور افزایش باروری  وجود داشته است. با دقت نگاه کردن به اطلاعات جدید بر این موضوع ؛ مشخص میشود که هنوز بعضی از کارهای انجام شده قبلی که باعث کارایی تولید مثل میشوند مورد تائید میباشند. اما اطلاعات بیشتر نشان داده اند که افزودن اسیدهای چرب به جیره  رابطه ای مشخص با کارایی تولید مثل گاوها دارد.                      

اسیدهای چرب تاثیر شگفت انگیزی  بر روی بهبود عملکرد تولید مثلی  دارند و این تاثیرات بخصوص در اسیدهای چرب غیر اشباع نوع امگا-3 وامگا-6 ثابت شده است.این اسیدهای چرب توسط سلولهای بدنی  ساخته نمیشوند و حتما بایستی از طریق خوراک تامین گردند. مهمترین اسیدهای چرب امگا- 3 شامل: لینولئیک اسید ؛ ایکوسا پنتا نوئیک اسید  و دو کوکسا هگزانوئیک اسید  میباشند. اسیدهای چرب امگا-6 شامل : لینولئیک اسید و آراشیدونیک اسید  هستند .                                                              

اسیدهای چرب غیر اشباع مهمترین چربی هایی هستند که باعث تامین انرژی ؛ اسیدهای چرب ؛ ویتامینهای محلول در چربی  برای حیوانات میگردند.         

راههایی که بواسطه آنها اسیدهای چرب باعث افزایش عملکرد سیستم تولید مثلی در گاوهای شیری می شوند  عبارتند از:         

1- اسیدهای چرب باعث بهبود بالانس منفی انرژی میشوند که در نتیجه باعث افزایش فعالیت تخمدانها و در نتیجه بروز فحلی میشود.               

2- اسیدهای چرب باعث بهبود تولید هورمونهای استروئیدی در بدن میشوند ؛ خصوصا تولید پروژسترون که باعث ابقاء آبستنی و افزایش طول عمر جسم زرد  بر روی تخمدان می گردند.                                                         

3- اسیدهای چرب باعث تحریک فولیکول سازی چه از نظر تعداد و یا اندازه و یا افزایش رشد فولیکول گراف  میشوند.                                           

4- تغییر دادن روند تولید و آزاد سازی هورمون پی جی اف 2 آلفا که مسبب تحلیل جسم زرد  میباشد و باعث شروع سیکل جدید فحلی می گردد.   

شما می توانید تاثیر شگرف افزودن اسیدهای چرب را بر روی تولید مثل ببینید. اسیدهای چرب در عمل تاثیر معنی داری بر روی کاهش جذب جنین دارند بطوریکه باعث کاهش ترشح پروستاگلاندین در طول حیاتی ترین دوره آبستنی گاو ماده خواهند شد.                                                      

متاسفانه بین 25 تا 55 درصد جنینهای پستانداران در همان دوران ابتدایی آبستنی از بین می روند. تخمین زده میشود که بیش از 40% جذبهای جنینی در حد فاصل بین روزهای 8 تا 17 آبستنی اتفاق می افتند.             

حیاتی ترین مسئله در میزان ماندگاری جنین ها در طول این دوره مهار کردن ترشح پروستاگلاندین میباشد و یا  افزایش ترشح پروژسترون و افزایش سطح پلاسمایی آن میباشد.                                                           

رابطه منفی بین  غلظت پی جی اف 2 آلفا و میزان پروژسترون وجود دارد. این بدین معنی است که هر یک واحد افزایش در غلظت پی جی اف 2 آلفا  برابر یک واحد کاهش در میزان پروژسترون میباشد. این کلیدی ترین  زمان است که ما می توانیم  اسیدهای چرب را به جیره گاوهای شیری اضافه نماییم که آنها بتوانند از یکطرف ممانعت از ترشح پی جی اف 2 آلفا نمایند و از طرف دیگر باعث افزایش پروژسترون و در نتیجه ابقاء جسم زرد روی تخمدان گردند.                                                                                

بهترین منابع تامین کننده اسیدهای چرب ضروری ؛ پودر ماهی، روغن یا دانه بزرک  میباشند. علوفه هایی که رنگ سبز تیره دارند و سیلوهای لگومینه نیز منابع عالی این اسیدهای چرب هستند.                                               

پودر ماهی یا دانه بزرک باید 3% ماده خشک جیره گاوهای شیری که در ابتدای دوره شیردهی میباشند را تشکیل دهند. تحقیقات اعلام می دارند که بایستی اسیدهای چرب از چهار هفته قبل از تلقیح در اختیار گاوهای شیری قرار گیرند. اگر دوره استراحت اختیاری گاوها 60 روز میباشد  بهتر است تغذیه اسیدهای چرب ضروری را در 30تا 35 روز پس از زایمان  شروع نمایید.                                                                                        

یک آبستنی می تواند مجددا تائید گردد  در صورتیکه در جیره غذایی گاو 1.5 تا 2 پوند  پودر ماهی یا دانه بزرک وجود داشته باشد. تحقیقات می گویند می توانید از دانه بزرک که قبلا شیار زده شده یا غلطک خورده ؛عصاره حاصل از استخراج آن که با استفاده از حلالهای آلی بدست  آمده است و یا دانه بزرک خامی که با فرمالدئید مخلوط شده است استفاده نمایید. دادن مقادیر بیش از حد توصیه شده سودمندی ندارد.                                                   

سه مرحله ای که اضافه کردن اسیدهای چرب ضروری به جیره باعث سودمندی در تولید مثل میشوند  عبارتند از:                                         

1- گاوهایی که تحت استرس گرمایی هستند.                                     

2- گاوهایی که محدودیت در استفاده از چراگاه دارند (زیرا علوفه های چراگاه  منابع خوب اسید لینو لئیک هستند).                                              

3- گاوهایی که مقادیر بالای کنسانتره ای که حاوی مقادیر کم اسیدهای چرب ضروری هستند را مصرف می نمایند.                                      

با توجه به گزارش سودمندی استفاده از اسیدهای چرب ضروری در جیره غذایی ؛ ولی آنها هیچگاه کاملا تضمین کننده باروری نیستند.                  

گزارشات گیرایی آبستنی  نشان داده اند که افزودن یا کاستن اسیدهای چرب ضروری  در جیره می تواند در نهایت 20% در میزان باروری  تاثیر داشته باشند.                                                                              

تکمیل کردن جیره های غذایی با استفاده از اسیدهای چرب ضروری به منظور بهبود تولید مثل؛  قابل توصیه میباشد ؛ خصوصا اگر گله شما باروری کمتر از حد مورد انتظار  شما را دارد.                                                  

سودمندی های دیگر استفاده از اسیدهای چرب ضروری در جیره غذایی گاوها شامل بهبود گیرایی آبستنی در خلال ماههای گرم سال ؛ همچنین کمک به حفظ اسکور بدنی گاوهای ابتدای دوره شیردهی  میباشد. هدف ما برای شما داشتن گاوهای آبستن بیشتر و پر بودن جایگاههای انفرادی گوساله ها میباشد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 12:30  توسط علیرضا رسفنجانی  | 

واکسن های مورد استفاده در گوسفندان

 

 

نام بیماری

 

زمان تزریق واکسن

 *آبله

*سالیانه تزریق می گردد و مصونیت 14 ماهه

 ایجاد میکند

 *شاربون

 *هر بهار زمانیکه بیماری بومی است

 

 

 *تب برفکی

 *سالی یکبار در فصل زمستان

*این واکسن در گوسفند مصونیت کامل

ایجاد نمی کند

 

*آنتروتوکسمی

*سالی دو بار بویژه در زمان تغییر جیره

*در میش آبستن دو نوبت با فاصله 1 ماه ونوبت دوم 2هفته

 قبل از زایمان سبب پیشگیری در بره ها میشود در صورت عدم

مصونیت مادری تیپ ث به بره تزریق گردد

 

*بروسلوز

*سالیانه در بره های بالای 3 ماه

*و در قوچ های جوان یکساله 2-3 ماه قبل

 از جفت گیری

 

 

*هپاتیت نکروزان

                   * چندین تزریق با فاصله مورد نیاز

*در مناطق مرطوب و آلوده به انگلهای کبدی که تورم

 کبد سابقه دارد

 *آگالاکسی

 *قبل از جفت گیری به میش ها تزریق می گردد

*در مناطقی با سابقه بیماری

 

*کزاز

 

*مصونیت سالیانه میدهد

*در مناطقی که سابقه بیماری وجود دارد تزریق

می شود

پلوروپنومونی

 *در مناطقی که بیماری بومی است سالیانه تزریق میگردد

 

 

*پاستورلوز

*مصونیت یکساله می دهد

*در استانهای گیلان ، مازندران ، آذربایجان شرقی و

 غربی و خوزستان تزریق می شود .

 *خیز بدخیم

اسهال بره

      * به بره ها هنگام از شیر گرفتن

به میش حامله 3 هفته قبل از زایمان

 *تیلریوز

  *  اواخر پاییز- اوائل زمستان

*از طریق کنه انتقال می یابد .

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 22:58  توسط علیرضا رسفنجانی  | 

مطالب قدیمی‌تر